کلیدواژه‌ها = نهج‌البلاغه

کاربست روش تحلیل مضمون در بررسی جایگاه امامت در آموزه‌های نهج البلاغه

دوره 16، شماره 32، اسفند 1404

https://doi.org/10.30465/alavi.2026.45866.2732

محمد سبحانی نیا، زهرا زمانی

چکیده مسألة امامت از دیرباز موردنظر متکلّمان و مفسّران نامدار اسلامی بوده است. فرقه‌های اسلامی در هیچ یک از مسائل دینی به مانند مسألة امامت اختلاف نظر نداشته‌اند. اختلاف شیعه و سنی تنها در شخص جانشین پیامبر نیست؛ بلکه در دیدگاه هر یک، «امام» معنا و مفهوم و جایگاه ویژه‌ای دارد که این دو مذهب را از یک دیگر متمایز می‌سازد.گرچه در این مقوله پژوهش‌های زیادی صورت گرفته اما یکی از خلأهای پژوهشی در این حوزه، عدم استفاده صحیح از روش‌های نوین پژوهشی است.یکی از روش‌های مناسب جهت ترسیم دقیق و نظام‌مند موضوع‌ امامت در نهج البلاغه، روش تحلیل مضمون است. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر در صدد است با هدف شناخت ابعاد مختلف امامت به این پرسش پاسخ دهد : امام علی(ع) برای امام کدام ویژگی را مهم‌تر می-داند؟ در این راستا، ابتدا 110گزاره از متن نهج البلاغه گزینش و درجدولی مقابل هر متن، مضامین پایه‌ای حاکی از ابعاد مختلف امامت درج گردید و هر یک ذیل عناوین کلی‌تر قرار گرفت. درنهایت با استخراج 29مضمون پایه،4 مضمون یکپارچه ساز و 3 مضمون فراگیر، این نتیجه بدست آمد که بیش از 70 درصد مضامین به ویژگی‌ها و صفات امام اختصاص دارد که از این بین پربسامدترین آن‌ها برخورداری امام از علم لدنّی است.

تحلیلی بر کارکرد «حجت‌های زنده» در استدلال‌های علوی بر امامت

دوره 16، شماره 32، اسفند 1404

https://doi.org/10.30465/alavi.2026.52905.2761

مریم السادات هاشمی

چکیده یکی از جنبه‌های کمتر کاوش‌شده در سنت استدلالی امام علی‌علیه‌السلام درباره امامت، بهره‌گیری از «حجت‌های زنده» است؛ یعنی دلایل و شواهدی که نه در گذشته دور محصورند و نه صرفاً در عالم نص و نظریه قرار دارند، بلکه در زمان و مکان مخاطب حضور عینی دارند. این پژوهش با رویکردی متن‌پژوهانه و تحلیلی، به واکاوی نقش این نوع حجت‌ها در حکمت‌ها، نامه‌ها و خطبه‌های نهج‌البلاغه و سیره عملی امام علی می‌پردازد. هدف اصلی، تبیین این واقعیت است که امام، علاوه بر نصوص وحیانی و برهان‌های عقلی، از «خودبودگی» (هویت، خصال و شخصیت حاضر خویش) و «کردار» (کنش‌ها و رفتارهای عینی و قابل مشاهده) به‌عنوان براهینی زنده برای اثبات حقانیت امامت خویش استفاده کرده است. نوآوری این پژوهش در تأکید بر پیوند براهین تجربی با گفتمان کلامی و تحلیل آن بر پایه نظریات معاصر «برهان نمایشی» و «شهادت شاهد» است. یافته‌ها نشان می‌دهد که این رویکرد نه‌تنها انسجامی درونی به استدلال‌های علوی می‌بخشد، بلکه پلی ارتباطی میان نظریه امامت و تجربه زیسته مخاطب می‌سازد، به‌گونه‌ای که امام علی خود و کردار خویش را به الگویی زنده برای حقانیت و کارآمدی امامت بدل می‌کند.

تحلیلی بر گزینش‌ها و تقطیع‌های سید رضی در بازنمایی اصحاب جمل در نهج‌البلاغه

دوره 16، شماره 32، اسفند 1404

https://doi.org/10.30465/alavi.2026.52364.2744

یحیی میرحسینی، محبوبه خزاعی، کمال صحرائی اردکانی، علی محمد میرجلیلی

چکیده سید رضی در قرن چهارم هجری، نهج‌البلاغه را در اوج تنش‌های سنی و شیعه تدوین کرد. شرایط سیاسی ـ اجتماعی بغداد بویژه در التفات به بافت شیعه ـ سنی آن، سبب شد سید رضی در بازنشر روایات امام علی(ع) به‌ویژه درباره اصحاب جمل، به گزینش و تقطیع روی آورد. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکرد تطبیقی و تحلیل متنی، تقطیع‌های سید رضی در نهج‌البلاغه را با دیگر مرویات امام علی(ع) در دیگر منابع، مقایسه کرده و نشان می‌دهد که او افزون بر انگیزه‌های ادبی و ارتقای جنبه‌های بلاغی، به ملاحظات سیاسی با هدف کاهش منازعات فرقه‌ای و آرام‌سازی فضای بغداد توجه داشته است. از جمله تقطیع های سید رضی درباره طلحه و زبیر می‌توان به حذف گزاره‌های مرتبط با خطا و فسق، لزوم توبه و عدم کفران الهی، تعلیل زیاده‌خواهی طلحه و زبیر، لعن و نفرین و در مقابل مدح و ستایش آن دو، اشاره کرد. مطالعه موردی این پژوهش که بر دیگر مسائل اختلافی فرقه‌ای نیز قابل پی‌جویی و اثبات است، نشان می‌دهد گزینش عبارات در نهج‌البلاغه، تنها اهداف بلاغی و ادبی را دنبال نمی‌کرده است، بلکه همزمان مقاصد سیاسی ـ اجتماعی نیز در درون خود، نهفته دارد.

تحلیل روابط معنایی واژه «تربیت» در سخنان حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام

دوره 16، شماره 31، شهریور 1404، صفحه 83-113

https://doi.org/10.30465/alavi.2025.50390.2680

صدیقه کاویانی، رضاعلی نوروزی، محمدرضا شمشیری، زهره سعادتمند

چکیده «تربیت» به‌عنوان یکی از نیازهای بنیادین انسان، نقشی راهبردی در شکوفایی ظرفیت‌ها، تعالی اخلاقی و دستیابی به حیات طیبه ایفا می‌کند. با وجود جایگاه محوری این مفهوم در اندیشه اسلامی، تاکنون پژوهشی مستقل به تحلیل روابط معنایی واژه «تربیت» در سخنان حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام نپرداخته است. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد مضمون‌کاوی (تحلیل تماتیک)، به بررسی نظام‌مند واژگان و مفاهیم مرتبط با تربیت در دو منبع اصلی نهج‌البلاغه و غررالحکم پرداخته است. تحلیل‌ها در سه سطح کلمات، مضامین و شبکه معنایی صورت گرفته تا ساختار مفهومی دقیق‌تری از «تربیت» در گفتار آن حضرت ترسیم شود. یافته‌ها حاکی از آن است که «تربیت» در منظومه فکری حضرت امیر علیه‌السلام مفهومی چندساحتی، پویا و درهم‌تنیده است که تمامی ابعاد وجودی انسان را در برمی‌گیرد؛ افزون بر واژگان و مضامینی که به‌صورت صریح در کلام حضرت به موضوع تربیت اختصاص یافته‌اند، مؤلفه‌هایی مانند تزکیه نفس، تعلیم معارف قرآنی، هدایت الهی، عبرت‌گیری، نظم و انضباط، رشد و الگوپذیری، با نظام معناییِ تربیت در گفتار ایشان پیوند می‌یابند و در چارچوب مفهومی آن جای می‌گیرند. بر این اساس، تربیت نه‌فقط ناظر به پرورش اخلاقی یا رفتاری فرد، بلکه فرآیندی است که هم‌زمان منش، کنش و بینش انسان را هدف قرار می‌دهد. بازشناسی این روابط معنایی می‌تواند بستر مناسبی برای اصلاح ساختار «تربیت» و طراحی الگوهای آموزشی مبتنی بر حکمت علوی فراهم آورد.

بخت و اقبال در آینه نهج البلاغه؛ تأثیر سرنوشت و اراده در مسیر زندگی

دوره 16، شماره 31، شهریور 1404، صفحه 199-227

https://doi.org/10.30465/alavi.2025.51462.2710

اکرم السادات حسینی، علی محمد میرجلیلی

چکیده در نهج‌البلاغه سخنانی از امام علی(ع) بیان شده است که باور به «بخت، اقبال و شانس» را به ذهن تداعی می‌کند. حضرت در سخنی مشارکت با افراد خوش‌اِقبال «قَدْ أَقْبَلَ عَلَیْهِ الرِّزْقُ» را توصیه کرده و در جایی دیگر می‌فرمایند: اگر اقبال داشته باشی عیوبت را کسی نمی‌بیند «عَیْبُکَ مَسْتُورٌ مَا أَسْعَدَکَ جَدُّکَ». شارحانی در شرح این جملات، بخت و اقبال را رویدادی تلقی کردند که بدون هیچ علتی بعضی از افراد را مشمول عنایات خود می‌کند و مشارکت با چنین افرادی، موجب سرایت بخت شده و بهره زیادی عاید انسان می‌گرداند؛ گروهی دیگر بر این نظرند؛ هیچ چیز در عالم بدون دلیل نیست و نمی‌توان پیش‌زمینه‌ها را در خوش‌بختی افراد نادیده گرفت. این پژوهش به روش توصیفی–تحلیلی به تحلیل سخنان امام علی(ع) با توجه به شروح نهج‌البلاغه پرداخته است. برآیند پژوهش آنکه؛ در باورهای پیشا اسلامی، بخت و اقبال بدون هیچ دلیلی بر سر بعضی افراد سایه ‌گسترانده و آنها را از هرجهت می‌نوازد؛ اما در قرآن و سخنان امام علی(ع)، هرچند ممکن است یک علت، چیزی غیر از معلول مورد انتظار خود پدید آورد که ذهن انسان دلیل بالذات را از علت بالعرض تمیز ندهد و این رویدادها را به حساب بخت و اقبال تلقی نماید؛ اما هیچ رویدادی اتفاقی و تصادفی نیست. توصیه به تلاش و کوشش، سفارش به دستورالعمل‌هایی در جهت فزونی روزی و رسیدن به سعادت و خوش‌بختی در کلام امیرالمؤمنین، دلیلی بر این مدعاست.

تحلیل گفتمان استدلال نامه بیست و هفتم نهج‌البلاغه از منظر کاربردشناسی تلفیقی

دوره 15، شماره 30، اسفند 1403، صفحه 1-31

https://doi.org/10.30465/alavi.2025.52023.2729

زهرا احمدی خو، مینا جیگاره، فاطمه اکبری زاده

چکیده «استدلال» در زبان، با تکیه ‌بر خصیصه کاربردشناختی گفتمان که کاربردشناسی تلفیقی نامیده می‌شود با درنظرگرفتن ویژگی زبانی و بافتی، روش‌های تأثیرگذاری بر دریافت‌کننده در اقناع خردها را بر اساس گفتگوی سازنده تبیین می‌کند. این نظریه مبتنی بر دیدگاه "دوکرو"، ویژگی اساسی را در کارکرد ارتباطی زبان و بعد استدلالی آن می‌داند آن‌گونه که گفتمان با ابزارهای زبانی و در فرایند چینش دلایل براساس توان اثربخشی بر مخاطب در صدد به‌وجود آوردن تغییراتی در نگرش اوست. این نظریه با الهام از نظریه «کنش‌های زبانی» کمک می‌کند تا ساختار زبانی از طریق روابط، عوامل و نردبان استدلالی، فرایند استدلال را در گفتمان بررسی کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی نامه 27 نهج‌البلاغه می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهد که آن حضرت با توجه ‌به بافت زبانی و موقعیتی و پیش‌انگاره‌های مخاطبان در نامه، در قالب سازه‌های زبانی گام‌به‌گام، به‌صورت تفصیلی خاصی، حجت‌ها را در پلکان استدلالی ساختار زبانی ترسیم کرده‌اند؛ از همین رو انواع قوانین آن (نفی و نقیض) همچنین روابط و عوامل استدلالی (حروف عطف و ادات حصر) در جهت اقناع مخاطب بسته به بافت گفتمان و هدف از اقناع به کار رفته‌اند. تصاویر بلاغی از بینامتنیت، تکرار، تضاد و استعاره نیز در راستای کارکرد استدلالی گفتمان می‌باشند.

نسبت میان سنت اسلامی و تجدد(با تکیه بر تجدد سیاسی) با تمرکز بر مبانی فکری و بینش سیاسی علی‌بن ابیطالب(ع) در نهج‌البلاغه

دوره 15، شماره 30، اسفند 1403، صفحه 151-175

https://doi.org/10.30465/alavi.2025.51569.2714

مرتضی علویان، احمد جهانی نسب

چکیده همواره « نظریه دولت » به‌مثابه یکی از مهم‌ترین مباحث اندیشه سیاسی مورد توجه بوده است. پرسش اصلی این است: ماهیت دولت در نهج‌البلاغه با تکیه بر مفهوم عدالت در سنت اسلامی از حیث منشاء و کارویژه و نسبت آن با تجددخواهی[اسلامی] را با چه پشتوانه نظری می‌توان تبیین کرد؟ لذا مقاله با این فرضیه به بحث گذاشته شده است که در اسلام و متون کلاسیک آن، دین و دولت همواره پیوندی انداموار با یکدیگر داشتند. خلیفۀ‌اللهی انسان به‌مثابه فاعلیت باواسطه در روی زمین، تبیین ماهیت دولت را در عصر جدید به‌نوعی خاص، توجیه می‌کند و کارویژه‌های نوین دین را که باید توسط مؤمنان تحقق یابد، در بستری از تجدد بازتعریف می‌سازد. چنین دیدگاهی، اسلام را با قرائتی که در مقاله ذکر شد، به تجدد نزدیک می‌کند. دولت علوی دارای مفهوم ارگانیکی با ساختار حداکثری است. خاستگاه دولت، شأن الهی و مقبولیت مردمی داشته که به‌منزله پیکره‌ای واحد در نظام ولایت تجلی می‌یابد و مجموع روابط بین اجزاء، کارویژه و ساختار آن را نیز تشریح می‌کند. عدالت نزد علی(ع) دارای اصالت و ارزش ذاتی بوده و به سیاست عمومی تعبیر می‌شود که سامان‌بخش امور است. مقاله از روش توصیفی- تحلیلی و الگوی هرمنوتیک پنهان‌نگاری متن‌گرا لئو اشتراوس بهره گرفته است.

بررسی روابط بینامتنیت در مثَل‌های گیل و دیلم و نهج‌البلاغه

دوره 15، شماره 30، اسفند 1403، صفحه 267-293

https://doi.org/10.30465/alavi.2025.49593.2662

فخرالدین گوهری، خدابخش اسداللهی

چکیده یکی از جدی‌ترین مباحث حوزه بررسی یک متن، روابط بینامتنی است که برای اولین بار توسط ژولیا کریستوا به کار رفت و از اوایل قرن بیستم به جایگاه ویژه‌ای در میان پژوهشگران و نویسندگان دست یافت. بر اساس اعتقاد برخی از اندیشمندان، هر متنی متأثر از متون دیگر است. این مسأله موجب می‌شود نویسنده یا گوینده شناخت و آگاهی لازم را نسبت به متون گذشته داشته باشد. مثل‌ها نیز از این ویژگی مستثنی نیستند.
مثَل‌ها به عنوان جملات کوتاه، روشن، بارز و آموزنده، نمایانگر فرهنگ و آداب و رسوم هر ملت هستند که به تناسب شرایط اقلیمی، فرهنگی و مذهبی خاص آن ملت شکل می‌گیرند. این جملات به منظور تأثیرگذاری مؤثر بر کلام و جلوگیری از اطاله‌ی سخن به کار می‌روند. در این راستا، مثل‌ها به عنوان یکی از گونه‌های ادبی، جایگاه ویژه‌ای در حوزه ادب عامه‌ی گیل و دیلم دارا هستند. نوشتار حاضر در پی بررسی روابط بینامتنیت این مثَل‌ها با نهج‌البلاغه است و تلاش دارد تا نشان دهد که بخشی از امثال رایج در گیل و دیلم تحت تأثیر مضامین نهج‌البلاغه قرار گرفته‌اند.
روش پژوهش به صورت مشاهده‌ای و کتابخانه‌ای و نوع آن تحلیلی است. مضامین مشترک مثَل‌ها با نهج‌البلاغه نشان می‌دهد که آن کتاب والا نقش بسزایی در شکل‌گیری آرمان‌های اخلاقی و اجتماعی مردم این منطقه داشته است. در بررسی بینامتنی امثال، این تأثیرگذاری گاهی به صورت تقلید، گاهی با استفاده از برخی واژگان و تعبیرات خاص و در مواردی نیز از طریق دریافت مضمون، تفسیر و تأویل نمود پیدا کرده است.

واکاوی بن‌مایه‌های خودستایی امام علی(ع) در نهج‌البلاغه از منظر روان‌شناسی

دوره 15، شماره 29، بهمن 1403، صفحه 33-71

https://doi.org/10.30465/alavi.2025.50737.2690

محمد حسین خوانین زاده، خلیل پروینی، رضا افهمی، مریم اسماعیلی نسب

چکیده با توجه به مشاهدۀ گفتار خودستایانه در نهج‌البلاغه، بررسی این موضوع با روش‌های تحلیلی نوین روان‌شناسی، ضروری است تا ارتباط این ویژگی با رهبری معنوی-اسلامی مشخص شود. خودستایی دارای بسیاری از مؤلفه‌های خودشیفتگی است و این پژوهش، ابتدا به تحلیل روان‌شناختی، و سپس به بررسی زبانی خودستایی می‌پردازد. یافته‌های پژوهش به شناخت شخصیت امام علی(ع) و درک متون تاریخی-کلامی کمک می‌کند. این مطالعه در حوزۀ روان‌شناسی تاریخی و محاسباتی قرار دارد که به بررسی رفتار، ذهن و چگونگی تأثیر عوامل تاریخی، اجتماعی و فرهنگی می‌پردازد. پژوهش با روش «بازنمایی ساختارمفهومی» که روش جدیدی در پردازش زبان طبیعی با هدف پیوند آن با مقیاس‌های روانسنجی است، به واکاوی متن نهج‌البلاغه و همگرایی میان آن و پرسشنامۀ NPI-40 (معیار رایج خودشیفتگی) پرداخته و علاوه بر سنجش میزان انطباق، رابطۀ رگرسیون میان متن و هفت زیرمقیاس پرسشنامۀ مزبور را تعیین نموده و از طریق واکاوی متن نهج‌البلاغه، به تفسیر جنبه‌های مختلف این مقیاس پرداخته است. نتایج نشان می‌دهد امام علی(ع) خودشیفته نبوده است و زیرمقیاس «خودنمایی» و «قدرت و اختیار» بیشترین میزان را دارد و پس از آن، «خودبسندگی» قرار می‌گیرد و «غرور و خودبینی» در پایین‌ترین میزان است. همچنین در موارد کمترین آمار خودشیفتگی در نهج‌البلاغه، موضوع سخن موارد سلبی و مذمت‌آمیز را شامل می‌شود و موضوعات «حقانیت»، «مدح‌وذم» و «جنگ»، بیشترین آمار زیرمقیاس‌ها را می‌رساند.

آفرینش‌های هنری امام علی(ع) در نهج‌البلاغه از فتنه و فتنه‌گران

دوره 15، شماره 29، بهمن 1403، صفحه 73-99

https://doi.org/10.30465/alavi.2025.50815.2693

عزیز علی زاده سالطه، پریوش علی زاده

چکیده یکی از مهمترین شیوه‌ های تبیین و ترسیم یک مطلب در ذهن مخاطب به نحو ملموس و محسوس، شیوه تصویرسازی است. امام علی(ع) در نهج‌البلاغه، در موارد متعدد، از این روش برای تبیین مسائل استفاده کرده است. یکی از این مسائل که فهم دقیق آن در سرنوشت فرد و جامعه تأثیر بسزایی دارد شناخت فتنه و فتنه‌گری است؛ ایشان با بکارگیری استعاره‌های دقیق، کنایه‌ها، تشبیهات، مجاز و غیره به معرفی آن؛ از قبیل گردانندگان جنگ نهروان، بنی‌امیه و نیز تبیین مراحل تکوین فتنه، رشد و فراگیری آن و یا نحوه مواجهه با مسئله فتنه پرداخته است. از این‌رو با توجه به اهمیت مسأله فتنه و تأثیر شناخت آن در زندگی، سعی شده است با روش توصیفی- نقلی، نگاه امام علی(ع) در این باره بیان شده، نشان داده شود که آن حضرت با تصویرسازی‌های مختلف و آفرینش‌های ادبی، زیباترین الگو را در معرفی چهره فتنه در زمانهای مختلف به‌ دست داده است.

مؤلفه‌های اجتماعی- فرهنگی نظام سازی دولت اسلامی در نهج‌البلاغه

دوره 15، شماره 29، بهمن 1403، صفحه 137-166

https://doi.org/10.30465/alavi.2025.51485.2712

سعید قربانی تازه کندی

چکیده از موضوعات راهبردی برای نظام‌های سیاسی در تمام جوامع، نظام سازی مطلوب اجتماعی و فرهنگی برای تحصیل آرمان‌ها و اهداف متعالی است و به همین دلیل، هر دولتی در جهت پایداری و ثبات سیاسی و توسعه جامعه و تأمین کمال افراد خود می‌بایست نسبت به یک سلسله مؤلفه‌ها و شاخص‌ها در این راستا وفادار بماند(ضرورت). این موضوع موردتوجه مکتب اسلام نیز قرارگرفته است. شکل‌گیری و بقای دولت مطلوب بر مبنای اسلام نیز از آرمانی‌ترین خواسته‌های این مکتب است که تنها با تکیه‌بر ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی مطلوب شکل می‌گیرد. در این پژوهش نویسنده مترصد آن است که با روش تحلیل مضمون با استناد به نگرش امیرمؤمنان(ع) در نهج‌البلاغه، در باب دولت سازی و با به‌کارگیری رویکرد نظری نظام سازی اجتماعی- فرهنگی، مؤلفه‌های اساسی اجتماعی سازی را از منظر امیرالمؤمنین(ع) مورد کنکاش قرار دهد(روش) درصدد پاسخ‌دهی به این سؤال است که مؤلفه‌های اجتماعی- فرهنگی برای شکل‌گیری یک نظام سیاسی مطلوب از منظر امیرالمؤمنین(ع) کدامند؟(سؤال) یافته‌های پژوهش حاکی از این هست که برای رسیدن به‌نظام اسلامی مطلوب نیازمند اجتماعی سازی از طریق مؤلفه‌های دینی،اخلاقی، سیاسی و اجتماعی دوازده‌گانه هستیم.(یافته‌ها)

کاربست نیایش در کارگفت‌های امام علی(ع) در میدان‌های جنگ با تأکید بر اسلوب تسبیح بر اساس نظریه کنش‌گفتاری جان سرل

دوره 14، شماره 28، مهر 1403

https://doi.org/10.30465/alavi.2024.46031.2573

پیام صدریه، محمدهادی امین ناجی، مژگان حامی

چکیده   نهج‌البلاغه شامل قالب‌های متفاوت گفتگو با خداوند است. توجه امام علی(ع) به این مسئله، در بافت‌های گوناگون سخن، سبب شد تا عبارات دعایی امام در میدان‌های نبرد با تأکید بر اسلوب تسبیح، برگزیده شود. عبارات تسبیحی نهج­البلاغه، به‌مثابه کنش‌های­ گفتاری است که با روش تحلیلی­­- توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه­ای به بررسی آن پرداخته شد. در این پژوهش مشخص شد که این کارگفت­ها هر چند دربردارنده تعبیر یا خوانش عاطفی است، اما با گذر از ساختار صوری عبارات، هریک از کارگفت­ها دارای تعابیر و خوانش­های متعدد است که گوینده از ساختارهای نهفته و پیچیده عبارات برای تبیین معانی و اقناع مخاطب بهره برده است. چارچوب نظری این مقاله نظریه کنش‌گفتاری جان سرل انتخاب شد. با کاربست این نظریه مشاهده شد کنش‌های عاطفی، ترغیبـی، اظهـاری به ‌ترتیب پر بسامدترین کنش­ها در عبارات تسبیحی نهج‌البلاغه در میدان نبرد است و کنش‌های اعلامی و تعهدی در کارگفت‌های امام علی(ع) در میدان نبرد کاربرد کمتری داشته است.

معیارهای تشخیص ناروا بودن فرهنگ عمومی از نگاه نهج‌البلاغه در بعد اجتماعی

دوره 14، شماره 28، مهر 1403

https://doi.org/10.30465/alavi.2024.47983.2629

حفیظ‌الله فولادی، فاطمه سادات موسوی

چکیده      یکی از بایسته‌‌های جامعه امروزی توجه به فرهنگ‌عمومی است. وضعیت فرهنگ جامعه حکایت‌گر وضعیت عمومی آن جامعه از میزان پای‌بندی و عدم پای‌بندی افراد آن به هنجارهاست. هنجارهای فرهنگی از منظر جامعه‌شناختی، شامل ارزشها، آداب و رسوم یا عرف و قوانین می‌شود. با توجه به اینکه سخنان امیرالمؤمنین‌علیه‌السلامبه بعدارزشی فرهنگ‌عمومی بیشتر توجه دارد، در این تحقیق درصددیم در بعداجتماعی و از جنبه ارزشی آن، با مراجعه به نهج‌البلاغه و استخراج و تحلیل گزاره‌های مرتبط مورد بررسی قرار دهیم. در پاسخ به این سوال که چه معیارهایی را برای تشخیص ناروایی فرهنگ در بعد اجتماعی می‌توان از نهج‌البلاغه بدست آورد، به معیارهایی همانند ظلم‌پیشگی، عیب‌جویی، شایعه‌پردازی، عقب‌گرد‌فرهنگی، قطع‌ارتباط با دیگران، منت‌گذاری‌ در یاری دیگران، خلف‌وعده، سوءظن، چاپلوسی و سخن‌چینی، بعنوان معیارهای ناروایی و عدم مطلوبیت آن در جامعه دینی بر مبنای مبانی اسلامی با استفاده از یانهادیین کار موجب پرهیز از زادهظلم پیشگی عیب جویی شایعه پردازی قعب گرد فرهنگی قطع ارتباط با دیگران خلف وعده سوء ظن وبه مبانی انروش تحلیل کیفی محتوای گزاره‌‌ها به نتیجه رسیده‌ایم که برخی از رفتارهای مردم در قالب فرهنگ عمومی طبق گزاره‌های نهج‌البلاغه نارواست که باید اصلاح شوند.

بررسی شناختی کارکرد تغییرات طرح‌وارۀ حجمی حرف اضافۀ «فی» در هجده خطبه از نهج‌البلاغه

دوره 14، شماره 27، دی 1402، صفحه 71-99

https://doi.org/10.30465/alavi.2024.48122.2633

کبری راستگو، محمد فاتحی

چکیده یکی از نکات حائز اهمیت در دانش زبان‌شناسیِ‌شناختی، توجه به طرح‌واره‌های تصویری و استخراج تغییراتِ احتمالیِ طرح‌واره‌ای در آن‌هاست؛ چه نخستین پیامدِ تغییر یک طرح‌واره به دیگری، تولید مضامینِ متمایز خواهد بود. نظر به وجود بدفهمی‌های گاه بسیار ظریف در تعامل انسان‌ با متن گفتاری و نوشتاری و با توجه به برخورداری دانش زبان‌شناسیِ‌شناختی از ابزاری مناسب جهت تحلیلِ راه‌هایی که در آن‌ها انسان، زبان را در برهم‌کنش‌های روزمره به‌کارمی‌برد، جستار حاضر کوشیده است با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسیِ طرح‌وارۀ حجمی حرف«فی» و تغییراتِ احتمالی آن در خطبه‌های نهج‌البلاغه بپردازد و نشان دهد که عبارت‌های زبان، با استفاده از فرآیندهای تعبیری چون کانون توجه، دیدگاه و غیره، شیوۀ خاصی از ادراکِ صحنۀ جاری زندگی روزمره را رمزگذاری می‌کنند. بررسی داده‌ها نشان داد که معنای پیش‌نمونه‌ای«فی» کارکردِ محبوس بودن را داراست که چندین پیامد همچون واقع‌بودن و محدودشدنِ حرکاتِ هستیِ محبوس را دربرمی‌گیرد. همچنین حوزه‌های انتزاعی‌تری چون زمان، شبهه و شهوت، عهد و پیمان، و شریعت با این طرح‌واره رمزگذاری شده‌اند که خود بیش از پیش ادعای جهانی بودن طرح‌واره‌ها را تقویت و تأیید می‌کند. افزون بر این مشخص گردید که طرح‌وارۀ حجمی حرف«فی» ضمن تغییراتِ طرح‌واره‌ای، غیر از معنایِ پایۀ ظرفیت، بر معانی رویه، تکیه‌گاه و حلقه نیز اشتمال دارد.

ادراک عدالت در فرادست: سازه‌ای مغفول در عدالت سازمانی (نقدی بر نگرش جاری عدالت در سازمان مبتنی بر دلالت‌های نهج‌البلاغه)

دوره 13، شماره 26، دی 1401، صفحه 65-93

https://doi.org/10.30465/alavi.2022.8623

وحیدرضا حلوائیها، سعید صحت

چکیده امام علی(ع) با تاکید بر دوسویه بودن حق در نهج­البلاغه، امکان تضییع حق فرادست توسط زیردست و به­تبع آن بی­عدالتی نسبت به فرادست را وارد می­دانند. مفهومی که در ادبیات عدالت سازمانی مغفول مانده است. بنابراین، هدف این پژوهش احصاء دلالت­های ادراک ­عدالت فرادستان در سازمان مبتنی بر راهبرد دلالت­پژوهی از نهج­البلاغه است. با تعریف عدالت به­معنی دادن حق به صاحب ­حق، دلالت­های احصاءشده مبین ذی­حق بودن فرادستان و برخورداری زیردستان از قدرت و انگیزة نقض این حق است، که امام(ع) به ویژگی­های ادراک‌کننده (فرادست)، ادراک­شونده (زیردست) و زمینه­های این ادراک اشاره کرده­اند. علاوه بر معرفی عدالت فرادست به­عنوان سازه­ای جدید، یافته­های پژوهش نشان می­دهد، با ورود این سازه در مفهوم عدالت سازمانی، تحولی پارادایماتیک رخ می­دهد. از این منظر، عدالت موهبتی نیست که توسط فرادستان به زیردستان اعطا و یا دریغ شود، بلکه عدالت مفهومی است محیط بر کنش­گران سازمان. بر این اساس، ادراک عدالت، مفهومی ایستا، درخصوص یک رفتار یا واقعه­ نیست بلکه، ادراکی است تجمعی و پویا که در کنش­های اجتماعیِ مشارکت­کنندگان، متجلی­شده و تبدیل به جو غالب می­گردد، که نه فرادستان می­توانند از مسئولیت خود در قبال آن شانه خالی کنند و نه زیردستان آنقدر کوچک فرض می­شوند که تاثیری در آن نداشته باشند.

مطالعه وتحلیل تاثیرخلقیات اجتماعی برتوسعۀ اجتماعی؛ )از منظر امام علی (ع)(

دوره 13، شماره 26، دی 1401، صفحه 251-269

https://doi.org/10.30465/alavi.2022.8630

علی قنبری برزیان، داود زهرانی

چکیده زمینه و هدف: واکاوی وتحلیل خطبه‌ها وآثار امام علی (ع) نشان می‌دهدکه امام درمقام حکمران جامعه اسلامی درمدیریت رفتارهای اجتماعی و تحولات اجتماعی وسیاسی جامعه، تاکید بی‌نظیری برخلقیات اجتماعی وتغییرات و دگرگونی‌های آن دارد. درمقاله حاضرتلاش براین است که به این پرسش پاسخ داده شود که از نقطه­نظر امام علی (ع)، خلقیات اجتماعی چه تاثیری بر توسعه و پیشرفت و در عین­حال سقوط جوامع اسلامی و انسانی خواهد داشت؟
روش: برای نیل به این هدف، پس ازتدارک نظری، ازروش مطالعات تاریخی و اسنادی وتحلیل محتوا استفاده شده است.
یافته­ها و نتایج: پژوهش حاضر نشان داد که درروش توسعه اجتماعی درحکمرانی امام علی(ع)، سنت‌ها و ویژگی‌های اخلاق اجتماعی جایگاه محوری دارند.مراقبت و نظارت نظام اجتماعی بر خلقیات اجتماعی از جمله دورویی،بدگمانی و سوء ظن،تنبلی و تملق و تجمل،کلید توسعه اجتماعی و بازتولید سرمایه اجتماعی درحکمرانی امام علی(ع) هستند. ازسوی دیگر، فقدان خلقیات اجتماعی علاوه برایجاد بی اعتمادی،امکان همکاری و مشارکت وسایر تعاملات و کنش‌های متقابل اجتماعی را از بین می‌برد و در پی آن، فقدان مشارکت و اعتماد متقابل اجتماعی، امکان هرگونه توسعه اجتماعی را از بین می‌برد و دورویی و تملق و تن‌آسایی و خشونت جایگزین آن در جامعه می‌گردد.

بررسی کنش‌های تحمیدی امام علی (علیهالسلام)، با مردم و سپاهیان در مواجهه با قاسطین، با تکیه بر نهج‌البلاغه

دوره 13، شماره 25، مرداد 1401، صفحه 3-27

https://doi.org/10.30465/alavi.2022.7946

محمد هادی امین ناجی، سید محمدمهدی جعفری، مژگان حامی

چکیده نهج‌البلاغه شامل قالب‌های متفاوت گفتگو با خداوند است. توجه امام علی(علیهالسلام) به این مسئله، در بافت‌های گوناگون سخن، سبب شد تا عبارت تحمیدی امام در مواجهه با قاسطین به‌عنوان جامعة آماری برگزیده شود. عبارات تحمیدی نهجالبلاغه کنش‌هایگفتاری است که با روش تحلیلی- توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانهای به بررسی آن پرداخته شد. در پژوهش مشخص شد که این کارگفتها نه تنها دربردارندة تعبیر یا خوانش عاطفی است، که با گذر از ساختار صوری عبارات، هریک از کارگفتها دارای تعابیر و خوانشهای متعدد است که گوینده از ساختارهای نهفته و پیچیدة عبارات برای تبیین معانی و اقناع مخاطب بهره برده است. چارچوب نظری این مقاله نظریة کنش‌گفتاری جان سرل انتخاب شد. با کاربست این نظریه مشاهده شد کنشهـای عاطفی، ترغیبـی، اظهـاری پربسامدترین کنشها در عبارات تحمیدی نهج‌البلاغه است.

آموزه‌های سیاسی نهج‌البلاغه در رسالۀ طب‌الممالک قطب‌الدین نیریزی

دوره 12، شماره 24، اسفند 1400، صفحه 1-26

https://doi.org/10.30465/alavi.2022.7672

سید محمد موسوی بفرویی، حسن زارعی، علی محمد میرجلیلی، مریم عمویی

چکیده یکی از مهم­ترین رسائل سیاسی در اواخر دوره صفویه، رساله "طب الممالک" است­که توسط «سید قطب­الدین محمد نیریزی شیرازی»درباره اصلاح شیوه حکمرانی تألیفیافته است. بخش قابل­ توجهی از این رساله، دربردارنده آموزه­­های سیاسی نهج‌البلاغه است­که نیریزی با استمداد از آن، در پی اصلاح وضعیت نامطلوب اجتماعی و سیاسی عصر خود برآمده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلیو با رویکردکتاب‌خانه­ای-اسنادی درصدد است تا جایگاه نهج­البلاغه را در حل چالش­های اجتماعی و سیاسی در این دوره­ ارزیابیکرده است.یافته­های پژوهش نشان می­دهدکه رسالهنیریزی ادغامی از اندیشه سیاسی نهج­البلاغه، اندیشه پادشاهی و اخلاق سیاسی شکل گرفته است و با استناد از آموزه­های سیاسی نهج البلاغه، درصدد پاسخگویی به مسائلی از قبیل فساداداریوبحراناقتصادی،نبودنهادنظارتیدر قدرت،بی‌اعتناییبه فرامین قرآنی وسنت معصومین بوده است.

واکاوی نقش رهبری نرم در جامعه از منظر امام علی (ع)

دوره 12، شماره 24، اسفند 1400، صفحه 3-24

https://doi.org/10.30465/alavi.2022.7617

عباس شفیعی، علی آقا پیروز

چکیده این تحقیق به دنبال بررسی نقش رفق و مدارای رهبری  در جامعه‌پذیری و چگونگی کاربست آن توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام بر اساس گزاره‌‌های گردآوری شده از نهج‌البلاغه است که  با بهره گیری از روشی توصیفی – تحلیلی به داوری  گذاشته می شود؛ با این توصیف،  در این پژوهش رابطه رفق و مدارا با جامعه‌پذیری بررسی شده ویافته ها زیر حاصل گردیده است : تأثیر رفق و مدارای رهبری  در تربیت نیروها ؛ تاثیر رفق و مدارای رهبری دررفع کینه و اختلاف میان نیروها ؛ نقش نرمش در رهبری نیروها ؛ تاثیر گذشت هنگام قدرت وتوانایی در رهبری؛ وتاثیر رفق و مدارا در همدلی نیروها با رهبری؛  سپس حد و مرز مدارا در جامعه‌پذیر نمودن مردم بر اساس سیره امام علی ع بیان شده است.روش این پژوهش توصیفی –تحلیلی است که برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل محتوای متن گزاره‌‌ها بهره‌گرفته و محتوای اصلی این تحقیق، برگرفته از کتاب نهج‌البلاغه است.

جادوی مجاورت در گفتارهایی چند از خطبه‌های نهج‌البلاغه

دوره 12، شماره 24، اسفند 1400، صفحه 3-28

https://doi.org/10.30465/alavi.2022.7673

فرحناز شاهوردی، محمود شهبازی، قاسم مختاری، سید ابوالفضل سجادی

چکیده بارزترین ویژگی نهج­البلاغه،عبارت­پردازی زیبا، آرایش لفظی و روح و آهنگ حماسی آن است. کمتر جمله و عبارتی در سخنان امیرالمونین علی­(ع) به چشم می­خورد که مسجع و موزون نباشد. از این رو کلام ایشان عرصه­گاه پیدا و پنهان «جادوی­مجاورت» است. ﺟﺎﺩﻭﻱ­ﻣﺠﺎﻭﺭﺕآن­گونه که شفیعی­کدکنی می­گوید به معنایﺗﮑﺮﺍﺭهاﻱﺁﻭﺍﻳﻲ است کهﮐﺎﺭﮐﺮﺩﻱﻣﻌﻨـﺎﻳﻲﺩﺭﻣـﺘﻦﺍﻳﺠـﺎﺩﮐﻨﻨﺪ. ﻣﻨﻈﻮﺭﺍﺯﮐﺎﺭﮐﺮﺩﻫﺎﻱﻣﻌﻨﺎﻳﻲ؛ﺍﻧﺴﺠﺎﻡﻭﺍﺗﺤاﺩﻣﻌﻨﺎﻳﻲﺑﺨﺸﻴﺪﻥﺑﻪﻭﺍﮊﮔﺎﻧﻲﺍﺳﺖﮐﻪﺍﺯﻟﺤﺎﻅﻣﻌﻨﺎﻳﻲﺍﺯﻫﻢﺩﻭﺭﻧﺪﻭ ﻳﺎﺁﻓﺮﻳﻨﺶﻣﻌﻨﺎﻱﺗﺎﺯﻩﺍﺯﻭﺭﺍﻱﺗﺸـﺎﺑﻪﺻـﻮﺭﻱﺩﻭﻭﺍﮊﻩ­ﻱﻣﺘﺒـﺎﻳﻦﺩﺭ مجاورت هم. این پژوهش با تحلیل جادوی­مجاورت در دو محور هم­نشینی و جانشینی، هنرسازه­هایی که در فرآیند انتخاب و ترکیب واژگان بر این دو محور، دست به آشنایی­زدایی در بافت معمول کلام می­زند را بازمی­شناساند و معانی تازه­ای که از این رهگذر در اسلوب و ساختاری نو خلق می­شود را به مخاطب می­نمایاند. آن­چه از این پژوهش بدست آمد به ما نشان می­دهد جادوی­مجاورت در کلام امیرمومنان(ع) در همگونی و هم­آوایی الفاظ و کلمات منحصر نمی­شود و حضرت بی­نیاز از صنایع بدیع و در درونی­ترین لایه­های بافت کلام که همان موسیقی معنوی است نیز دست به آفرینش معانی می­زند. جادوی­مجاورت در این عرصه با ایجاد تناسب­های پنهانی میان اجزاء سخن، نقش خود را به عنوان عنصری بی­بدیل در اعجاز کلام حضرتعلی(ع) نشان می­دهد.

تأثیرپذیری مضامین اخلاقی اشعار جامی از نهج‌البلاغه براساس بینامتنیّت ژرار ژنت

دوره 12، شماره 24، اسفند 1400، صفحه 97-128

https://doi.org/10.30465/alavi.2022.7605

بتول محبوبی زاده، غلامعباس ذاکّری، غلامرضا ستوده نیا

چکیده بینامتنیّت از مباحث جدید ادبی است که به بررسی روابط بین دو متن می‌پردازد. بر اساس نظریۀ ژرارژنت، هیچ متنی مستقل از متون دیگر نیست و خودآگاه یا ناخودآگاه برآمده از متن‌های پیشین است. بهره‌مندی از مفاهیم و آموزه‌های اخلاقی منابع اصیل اسلامی از دیرباز در بین شاعران و نویسندگان فارسی‌زبان برای اعتبار و غنای سخن خویش مرسوم بوده است. هدف این جستار بررسی و تحلیل روابط بینامتنی مضامین اخلاقی اشعار جامی و نهج‌البلاغه و بیان شیوۀ تأثیرپذیری آن‌هاست. روش پژوهش بیان این رابطه، مبتنی بر نظریۀ بینامتنیّت ژرار ژنت در سه قالب صریح، غیرصریح و ضمنی با روش تحلیلی- توصیفی و بیان نوع تأثیرپذیری بر اساس شیوه‌های گزاره‌ای، الهامی و گزارشی است؛ که با انواع بینامتنیّت ژنت همپوشانی دارند. حاصل پژوهش نشان داد که شواهد مشترک از قطعیّت بینامتنیّت در دو زبان متفاوت، در دو موضع گوناگون و آگاهانه بودن تأثیرپذیری از نهج‌البلاغه حکایت می‌کند. هدف مؤلّف از برقراری رابطۀ آگاهانه با نهج‌البلاغه، رواج اخلاق حمیده، بیداری جامعه، ترویج آموزه‌های اخلاقی این کتاب  و اعتباربخشی به کلام خود در بهره‌مندی از این منبع اصیل اسلامی است.

خوانش هرمنوتیکی خطبۀ40 امام علی (ع) در اتخاذ استراتژی صلح برمبنای نظریۀ هرمنوتیک مؤلف‌محور شلایر ماخر

دوره 12، شماره 24، اسفند 1400، صفحه 155-178

https://doi.org/10.30465/alavi.2022.7608

مریم هاشمی

چکیده یکی از راهبردیترین تصمیمات امام علی (ع) در عصر خلافت اسلامی (35-40 هـ) قبل از آغاز جنگهای این دوره، استراتژی صلح و آشتی با جناح ها و گروه های مخالف زمان خود بوده است. این جستار بر آن است تا با تکیه و تأکید بر خطبۀ 40 نهج البلاغه، لایه‌های معنایی پنهان متن را بر اساس رویکرد تحلیل هرمنوتیکی موردنظر «شلایر ماخر آلمانی» واکاوی نماید. اساس رویکرد هرمنوتیکی مؤلف محور و روشمندیِ ماخر در فهم متون راهبر (متون مقدس دینی مثل نهج البلاغه) بر این اصل استوار است که با به کارگیری دو پارادایم تأویل دستورگرا و تأویل روانشناختگرا به خوانش هرمنوتیکی و تحلیل علمیِ استراتژی صلح و سازش در سیرۀ عملی علی (ع)پرداخته شود و به این پرسش که استراتژی صلح در خوانش هرمنوتیکی خطبۀ 40 نهج البلاغه چه نسبتی را با روایت‌های تاریخی برقرار می سازد، پاسخ دهد. بر اساس دادههای تاریخی، مقولۀ صلح و آشتی، نمود کاملاً کاربردی و آشکارا در سیرۀ نظری و عملی ایشان دارد و دلالت های آن کشف می‌شود. از نتایج کاربست چارچوب نظری ماخر بر می آید که بر مبنای خطبۀ موردپژوهش در اندیشۀعلی (ع) اصالت با صلح و آشتی است؛ لذا سوق دادن جامعه به‌سوی امنیت و آرامش در شرایط اجتماعی بحرانزا، مد نظر گفتمان علوی است. خواننده در فرآیند خوانش، به کشف لایه های معنایی زیرین متن رهنمون می شود. واکاوی زیرساخت معنایی خطبۀ 40 از بستر تأویل دستورگرا و روان شناختگرا در هرمنوتیک مؤلف محور، میتواند بیانگر روحیه و افکار امام و شخصیتِ جامع الأضدادی وی باشد؛ او هم قهرمان صلح است و هم قهرمان جنگ، صلح میکند مادامیکه صلاح جامعۀ مسلمین، امنیت، آرامش و عزت ایشان در آن باشد و جنگ میکند مادامیکه محرز شود گفتمان صلح به سستی و رخوت گراییده است.

معناشناسی «هدایت» در نهج‌البلاغه، بر پایۀ هم‌نشینی واژگانی

دوره 12، شماره 23، شهریور 1400، صفحه 55-80

https://doi.org/10.30465/alavi.2021.6850

محمد مهدی حاجیلوئی محب، مریم شمخانی

چکیده معناشناسی واژگان، یکی از شاخه های دانش زبان شناسی بوده که به تحلیل معنایی واژه ها و جمله های یک متن پرداخته و ارتباط بین آنان را به وسیله نظام معنایی روشن میسازد. این روش، به خواننده کمک میکند تا با توجه به سیاق و دقت در مجاورت کلمات، از افق نگاه گوینده یا نگارنده، به متن نگریسته و به زنجیرهای از معنا دست یابد. چنین فرآیندی، فهم بهتری از متون مختلف، به ویژه متون دینی، مانند نهج البلاغه و واژههای به کار رفته در آن، ارائه میدهد. هدایت، واژهای پر کاربرد در نهج البلاغه بوده که مسائل گوناگون اعتقادی، تربیتی و اخلاقی پیرامون آن طرح شده است. پژوهش حاضر، با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره‌گیری از معناشناسی همزمانی، با هدف فهم ابزار، مفاهیم تأثیرگذار و دستیابی به میدان معنایی واژه هدایت در نهج البلاغه، سامان یافته است. بررسیها نشان داد که معنای اساسی هدایت، راهنمایی کردن بوده و ساحتهای گوناگونی در ارتباط با این واژه قابل طرح است، شامل: همنشینهای ابزاری، مانند پیامبر(ص) ؛ همنشینهای پیشران، مانند درخواست مدد الهی؛ هم‌نشین‌های پسران مانند شیطان؛ واژههای ملازم، مانند برخورداری از قلب سلیم؛ واژه‌های متضاد، مانند ضلالت. از تحلیل دادههای پیشگفته، نتیجهگیری میشود که هدایت، نجاتی ازسوی خدا به کسانی است که از قلب سلیم برخوردارند و در مسیر گمراهی و هلاکت قدم نمی‌گذارند. ترسیم میدان معنایی واژه هدایت در نهجالبلاغه، بر پایه شیوه همزمانی و همنشینی واژگانی، از نوآوریهای پژوهش حاضر تلقّی میگردد.

نقد و تحلیل دیدگاه شکری آلوسی دربارۀ نامۀ ششم نهج‌البلاغه

دوره 12، شماره 23، شهریور 1400، صفحه 83-106

https://doi.org/10.30465/alavi.2021.6851

اعظم حسین پور اصل، صمد بهروز

چکیده
نامه شش نهج‌البلاغه خطاب به معاویه، نوشتهای است که امام(ع) در آن بر لزوم بیعت معاویه با ایشان و به شیوه احتجاج مورد قبول وی، با او سخن گفتهاند و به شبهاتی که مطرح کرده است، پاسخ استدلالی دادهاند. برخی از نویسندگان اهل‌سنت با استناد به این نامه، بیعت با خلفا را مطابق دیدگاه حضرت دانسته و در صدد انکار نصالهی امامت برآمدند. محمود شکری آلوسی از جمله نویسندگانی است که در کتاب «السیوف المشرقة مختصرالصواعق المحرقة» خود، پاسخ محققان شیعه را درباره شبهه مذکور ناکافی دانسته و آن را با بیانات متعدد رد کرده است. نوشته حاضر درصدد برآمد تا میزان اعتبار گفتههای وی را مورد تحلیل قرار دهد. با بررسی سیاقی نامه حضرت و دیدگاه بنیامیه درباره نصبالهی علی(ع)، آنچه او اظهار کرده است، انکار میشود و مداقه در جریانات تاریخی دوران نگارش نامه و تحلیل سخنان حضرت درباره معاویه، آنچه را او درصدد توجیه عملکردها و باورهای معاویه برآمده است، متزلزل میکند.

تحلیل عناصر ربط زمانی در متن ترجمه‌های نهج‌البلاغه (نمونۀ موردی: ترجمۀ دشتی، فاضل لنکرانی، فقیهی و فیض‌الإسلام)

دوره 12، شماره 23، شهریور 1400، صفحه 145-170

https://doi.org/10.30465/alavi.2021.6853

علی اکبر نورسیده، مسعود سلمانی حقیقی

چکیده عوامل ربطی یا پیوندی به مجموعه عناصر زبانی اطلاق می‌شود که باعث پیوستگی و اتصال واژگان به خصوص جملات می‌گردد، این عوامل بین دو جمله یا اول آن‌ها قرار می‌گیرند و آنان را به یکدیگر پیوند می‌دهند. مهم ترین طبقه‌بندی عناصر ربط ازدیدگاه هلیدی و رقیه حسن در چهار نوع زمانی، افزایشی، سببی و نقیضی نمود می‌یابد. عنصهر ربط زمانی انواع مختلفی نظیر: ربط زمانی ترتیبی، ربط زمانی همزمانی، ربط زمانی ارجاعی و ربط زمانی انجامی دارد. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی–تحلیلی به بررسی عناصر ربط زمانی در متن ترجمه‌های انتخابی از نهج‌البلاغه(دشتی، فاضل لنکرانی، فقیهی و فیض‌الإسلام) و چگونگی نمود انسجام و پیوستگی در بافت آنها با آوردن نمونه‌های پراکنده پرداخته شده است. در این عامل، زمان و توالی زمانی نقشی اساسی در پیوند جمله‌های متن مبدا با متن مقصد دارند. در نهایت عناصر ربط زمانی به کار رفته در نمونه‌های انتخابی بیشتر ساختار معنایی جملات را به یکدیگر مرتبط کرده بودند، اگر چه این عناصر در بیشتر نمونه‌ها نمود ظاهری داشتند اما با تعمق بیشتر در مثال ها و ترجمه های ذکر شده می‌شود دریافت که این عناصر گاهی علیرغم نداشتن نمود ظاهری، ساخت معنایی و مفهومی عبارت و متن را به یکدیگر گره زده‌اند.