واکاوی نشانه شناسیِ فرهنگیِ کلمات قصار امام علی (ع)
https://doi.org/10.30465/alavi.2025.52457.2747
رمضان رضائی؛ یدالله رفیعی؛ فهیمه یگانه دیزج ور
چکیده نشانه شناسیِ فرهنگی در سادهترین مفاهیم خود، یک نوع تحقیق یا کندوکاوی در فرهنگ نیست، بلکه تحقیق در مورد سیستمهای پنهان و مسائل درهمتنیده و پیچیده آن است. در نشانه شناسی فرهنگی، فرهنگ به عنوان یک نظام نشانه ای کلان، مطرح می شود؛ بنابراین، این نوع تحلیل، فعالیتی است که میکوشد اقدامات فرهنگی را در جنبههای اجتماعی و فردی آنها تبیین کند. از طرفی، درک انسان از هستی، درکی است که توسط فرهنگ و از طریق نظامهای دلالتگرِ زبانی و غیرزبانی برنامهریزی میشود. این نظامها، فعالیتها و کنشهای اجتماعی انسان را قالببندی میکنند. از این رو، فرهنگ یک نظام (سیستم) است که شامل زبانهای طبیعی و مصنوعی، هنرها، ادیان، آیینها و... میشود. کلام امام علی (ع) که در کتاب شریف نهج البلاغه گرد آمده است همه این ویژگیها را داراست. بر همین اساس جستار پیش رو قصد دارد مسأله نشانه را که نقش بسیار مهمی در ارتباط فکریِ بین متکلم و مخاطب دارد از جنبه کارکرد فرهنگی در کلمات قصار امام بررسی کند. برای رسیدن به این از روش تحلیلی ـ توصیفی بهره گرفته شده است. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که برای فهم کلام امام در بُعد فرهنگی نشانه ها، نیازمند به کارگیری اندیشه و فعال سازی حافظه از سوی دریافت کننده است تا بتواند محتوای آنها را کشف کند. نشانه های فرهنگی باز در مقایسه با فضاهای بسته، از گستره و انعطاف بیشتری برخوردارند؛ چرا که امام این متون را محدود به یک عصر خاص بیان نکرده است،
ساختار قدرت در خطبه قاصعه: بازسازی هژمونی شیعی در تقابل با گفتمانهای رقیب در کوفه
https://doi.org/10.30465/alavi.2025.52250.2737
مرتضی عرب؛ محمد مولوی
چکیده خطبه قاصعه نهجالبلاغه، متنی گفتمانی است که در کوفه پس از جنگ نهروان (۳۸ هجری) در تقابل با گفتمانهای رقیب شیعی (اهل سقیفه، شامی و خارجی) ایراد شد و هژمونی گفتمان علوی را تثبیت کرد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف، ساختارهای قدرت و ایدئولوژی در این خطبه را بررسی میکند. در سطح توصیف واژگان ایدئولوژیک مانند «تواضع» و «تکبر»، همراه با ساختهای دستوری و استعارههای مفهومی، گفتمان شیعی را مشروع و رقبا را به انحراف پیوند میدهند. در سطح تفسیر، ارجاعات قرآنی و تعارضهای بیناگفتمانی، با تکیه بر فرهنگ دینی کوفیان، اقتدار علوی را تقویت میکنند. در سطح تبیین، خطبه با بازنمایی مخالفان بهعنوان پیروان تکبر و گمراهی، نظم اجتماعی کوفه را بازسازی کرده و هویت شیعی را بهعنوان مقاومتی در برابر انحراف نهادینه میسازد. یافتهها نشاندهنده نقش محوری زبان در تولید قدرت، بازتعریف هویتهای اجتماعی و تثبیت هژمونی در بافت تاریخی-اجتماعی کوفه هستند. این مطالعه بر اهمیت تحلیل گفتمان در فهم متون دینی و تأثیر آنها بر تحولات اجتماعی تأکید دارد.
اقدامات راهبردی امیرالمؤمنین(علیهالسلام) در مقابله با فتنهها (با رویکرد تربیت اخلاقی)
https://doi.org/10.30465/alavi.2025.52943.2763
فتحیه فتاحیزاده؛ معصومه شیردل؛ بیبیسادات رضی بهابادی
چکیده حکومت علوی همواره آماج فتنهها بودهاست. بیتردید سبک برخورد امام علی(علیهالسلام) با فتنهگران، مسألهای مهم و قابل الگوگیری میباشد. ازاینرو، پژوهش حاضر با تمرکز بر مطالعه مجموع سخنان امیرالمؤمنین(علیهالسلام) درجریان اولین آشوب سیاسی- اجتماعی در دوره حکومتاش یعنی «فتنه جمل»، با روش نظاممند «تحلیل مضمون» درصدد ارائه الگویی جامع جهت مقابله مؤثر و اخلاقمدارانه با فتنهگران است. دراینراستا، 54 روایت شناسایی شد. درپی تجزیه این روایات در جداول اکسل، بهترتیب 1002 مضمون پایه، 20 مضمون سازماندهنده و 4 مضمون فراگیر کشف گردید. ازجمله پربسامدترین مضامین فراگیر، مضمون «رویکرد تربیت اخلاقی امام دربرابر فتنهگران» است که مشتمل بر مضامین کلیدی «تربیت و هدایت فتنهگران»، «اصلاح بینش دینی و اعتقادی فتنهگران»، «مدارا با فتنهگران» و «نفرین و سرزنش فتنهگران» میباشد. این مؤلفهها از اهتمام خاص امام به امر ارشاد و تربیت سران فتنه و تلاش برای اتمام حجت با آنان جهت پرهیز از فتنهگری در امت اسلامی حکایت دارد. لذا حضرت بر لزوم رعایت اخلاق در میدان نبرد با فتنهگران و اعلام عفو نسبت به آنها تأکید مینماید. البته دغدغه اصلی امام، تربیت و هدایت عموم مسلمانان و حفظ جامعه اسلامی از ابتلاء به فتنههاست.
تحلیل روابط معنایی واژه «تربیت» در سخنان حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
https://doi.org/10.30465/alavi.2025.50390.2680
صدیقه کاویانی؛ رضاعلی نوروزی؛ محمدرضا شمشیری؛ زهره سعادتمند
چکیده «تربیت» بهعنوان یکی از نیازهای بنیادین انسان، نقشی راهبردی در شکوفایی ظرفیتها، تعالی اخلاقی و دستیابی به حیات طیبه ایفا میکند. با وجود جایگاه محوری این مفهوم در اندیشه اسلامی، تاکنون پژوهشی مستقل به تحلیل روابط معنایی واژه «تربیت» در سخنان حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نپرداخته است. پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد مضمونکاوی (تحلیل تماتیک)، به بررسی نظاممند واژگان و مفاهیم مرتبط با تربیت در دو منبع اصلی نهجالبلاغه و غررالحکم پرداخته است. تحلیلها در سه سطح کلمات، مضامین و شبکه معنایی صورت گرفته تا ساختار مفهومی دقیقتری از «تربیت» در گفتار آن حضرت ترسیم شود. یافتهها حاکی از آن است که «تربیت» در منظومه فکری حضرت امیر علیهالسلام مفهومی چندساحتی، پویا و درهمتنیده است که تمامی ابعاد وجودی انسان را در برمیگیرد؛ افزون بر واژگان و مضامینی که بهصورت صریح در کلام حضرت به موضوع تربیت اختصاص یافتهاند، مؤلفههایی مانند تزکیه نفس، تعلیم معارف قرآنی، هدایت الهی، عبرتگیری، نظم و انضباط، رشد و الگوپذیری، با نظام معناییِ تربیت در گفتار ایشان پیوند مییابند و در چارچوب مفهومی آن جای میگیرند. بر این اساس، تربیت نهفقط ناظر به پرورش اخلاقی یا رفتاری فرد، بلکه فرآیندی است که همزمان منش، کنش و بینش انسان را هدف قرار میدهد. بازشناسی این روابط معنایی میتواند بستر مناسبی برای اصلاح ساختار «تربیت» و طراحی الگوهای آموزشی مبتنی بر حکمت علوی فراهم آورد.
اصول تربیتی مبتنی بر سیره پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در نهج البلاغه:
https://doi.org/10.30465/alavi.2025.49938.2673
علی عبداله زاده؛ سیده فریده حسینی تبار
چکیده پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم و امیر المومنین علیه السلام دو محور و قطب دائره وجود هستند. در این مقاله پس از معرفی نهج البلاغه به عنوان مهمترین کتاب بیانکننده سیره آن حضرت پس از قرآن کریم بر اساس دیدگاه دانشمندان شیعه و اهل سنت، به بررسی اصول تربیتی مبتنی بر سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پرداخته شده است. بر این اساس از اصولی مانند الگوسازی، کوتاهی نکردن و تا سر حد مشقت پیش رفتن و پیشگام بودن در امور مختلف مانند پیشگام بودن پیامبر صلی الله علیه و آله در اعراض از دنیا و همچنین پیشگام بودن آن حضرت در نبردها، نیاز محور بودن، تواضع و مردمی بودن، میانه روی و توجه به تربیت خصوصی افراد و هسته های مردمی به عنوان اصول تربیتی مبتنی بر سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در نهج البلاغه یاد شده است.
مواجهه مسلم نیشابوری با خطبه غدیر؛ بازخوانی و تحلیل
https://doi.org/10.30465/alavi.2025.52234.2736
محمد علی موحدی؛ ایاد ساری
چکیده مسلم نیشابوری (261ق)، مؤلفِ الجامع الصحیح، بر خلاف بخاری(256ق) دیگر صحیحنگارِ عامه، رویداد و خطابه غدیر را در صحیحِ خود گزارش کرده است. اما گزارش وی با وجود آنکه در «باب فضائل علی» جایگرفته، هیچ یادکردی از آن حضرت را دربَرندارد. همین امر، به عنوانِ دستاویزی برای انکارِ عبارتِ اصلی این خطابه، یعنی «من کنت مولاه فعلی مولاه» و دیگر فقرات مشهور آن، قرار گرفته است. با عنایت به تواتر فراز یاد شده و گزارشهای فراوان دیگری که از خطابه غدیر در مصادر قبل و بعد از صحیح مسلم وجود دارد، این مسئله پیشاروی محققان قرار دارد که چرا بخشهای مهم این خطابه در صحیح مسلم نقل نشده، و مهمتر از آن، این تقطیع در چه مرحلهای و توسط چه کسی رخ داده است. نتایج به دست آمده نشان میدهد که این تقطیع توسطِ مسلم نیشابوری یا دیگر وسائط سلسله إسناد صورت نیافته است، بلکه زید بن ارقم، راویِ خطابه غدیر، در برهههای مختلف زمانی، و به دلایل مختلف، روایتگریهای چندگانهای از خطابه مذکور داشته که عملاً به سرپوشگذاری بر بخشهای حساس و اصلی این خطبه انجامیده است. مسلم نیز به دلیلِ انگیزههای کلامی، و به جهتِ دوری از اتهام وضع، تقطیع و نیز برای دفعِ انگاره عدم جامعیت کتاب خویش، بر خلافِ روش متداول خود که بر تمرکز و ارائه گزارشهای محتلف و همخانوده از یک رویداد یا یک حدیث، در یک باب اهتمام داشته است، به گزینش گزارشِ ناقص زید از ماجرای غدیر اکتفا کرده و از نقلِ دیگر گزارشهای این خطابه خودداری ورزیده است.
زیبایی شناسی سطوح نظم متقارن در بخشی از خطبۀ غرّاء نهج البلاغه براساس نظریة ریموند فرین
https://doi.org/10.30465/alavi.2025.53055.2768
علی خالقی؛ پوران رضایی چوشلی
چکیده نهج البلاغه از لحاظ ساختاری متنی چندلایه است و پرداختن به این متن از زوایای مختلف، جایگاه ادبی- زبانی آن را برای مخاطبان آشکار میسازد، نوشتار پیشرو با هدف واکاوی پیوستگی و عدم گسست متن خطبه غراء و بررسی انسجام ساختاری خطبه به دنبال تحلیل بلاغی متن نهج البلاغه میباشد و همچنین با بیان ارتباط موجود میان عناصر تشکیل دهنده متن در نظر دارد تا اشکال گوناگون تقارن را نشان دهد. ضرورت پژوهش حاضر از این منظر است که تحلیل متون اسلامی سبب میشود زیباییهای ادبی و محتوایی متون دینی از منظرهای متفاوت مورد توجه قرار گیرد، نگارندگان با روش توصیفی تحلیلی با تکیه بر نظریه نظم متقارن ریموند فرین متن خطبه را بررسی نمودند، نتایج پژوهش حاکی از ان است که امام علی (علیه السلام) برای هشداردهی، انذار مؤمنان، یادآوری روز قیامت و حسابرسی به اعمال و کردار انسآنها از یک ساختار متوازی بهره میبرد؛ برای نظم کلام و آهنگین کردن آن کلمات را به شکل متوازن در هر عبارت آورده است، تعداد کلمات به کار رفته در عبارات حاوی ساختار متوازی در هر بخش بصورت یکسان و مساوی است و ترکیب حلقوی برای ایجاد تأثیرگذاری و زیبایی شناختی در کلام است، و وقتی ترکیب حلقوی شکل میگیرد این تکرار برای تاکید بر یک موضوع و مفهوم در جمله است. مؤلفۀ حلقوی باعث ایجاد توازن در کلام میشود، نظم آینهای این امتیاز را به متن میدهد که نگارنده یک عبارت را با دو چینش واژگانی در کلام بیاورد و امکان این که هر دو عبارت جا به جا شوند.
بخت و اقبال در آینه نهج البلاغه؛ تأثیر سرنوشت و اراده در مسیر زندگی
https://doi.org/10.30465/alavi.2025.51462.2710
اکرم السادات حسینی؛ علی محمد میرجلیلی
چکیده در نهجالبلاغه سخنانی از امام علی(ع) بیان شده است که باور به «بخت، اقبال و شانس» را به ذهن تداعی میکند. حضرت در سخنی مشارکت با افراد خوشاِقبال «قَدْ أَقْبَلَ عَلَیْهِ الرِّزْقُ» را توصیه کرده و در جایی دیگر میفرمایند: اگر اقبال داشته باشی عیوبت را کسی نمیبیند «عَیْبُکَ مَسْتُورٌ مَا أَسْعَدَکَ جَدُّکَ». شارحانی در شرح این جملات، بخت و اقبال را رویدادی تلقی کردند که بدون هیچ علتی بعضی از افراد را مشمول عنایات خود میکند و مشارکت با چنین افرادی، موجب سرایت بخت شده و بهره زیادی عاید انسان میگرداند؛ گروهی دیگر بر این نظرند؛ هیچ چیز در عالم بدون دلیل نیست و نمیتوان پیشزمینهها را در خوشبختی افراد نادیده گرفت. این پژوهش به روش توصیفی–تحلیلی به تحلیل سخنان امام علی(ع) با توجه به شروح نهجالبلاغه پرداخته است. برآیند پژوهش آنکه؛ در باورهای پیشا اسلامی، بخت و اقبال بدون هیچ دلیلی بر سر بعضی افراد سایه گسترانده و آنها را از هرجهت مینوازد؛ اما در قرآن و سخنان امام علی(ع)، هرچند ممکن است یک علت، چیزی غیر از معلول مورد انتظار خود پدید آورد که ذهن انسان دلیل بالذات را از علت بالعرض تمیز ندهد و این رویدادها را به حساب بخت و اقبال تلقی نماید؛ اما هیچ رویدادی اتفاقی و تصادفی نیست. توصیه به تلاش و کوشش، سفارش به دستورالعملهایی در جهت فزونی روزی و رسیدن به سعادت و خوشبختی در کلام امیرالمؤمنین، دلیلی بر این مدعاست.
بررسی رابطه آیات 92ـ91 سوره نحل با ولایت امیرالمؤمنین(ع) در پرتو تحلیل روایات اسباب نزول فریقین با روش عرضه به قرآن
https://doi.org/10.30465/alavi.2025.52516.2751
مهدی مشایخی؛ محمد هادی منصوری
چکیده روایات بویژه در منابع اهل سنّت با آسیبهایی؛ همچون جعل و تحریف روبرو هستند. شیوع این موارد پس از پیامبر(ص)، بر ضرورت نقد روایات؛ از جمله روایات اسباب نزول آیات92ـ91 سوره نحل میافزاید. برای کشف و مقابله با سبب نزولهای جعلی، نقد محتوایی با محوریت عرضه حدیث به قرآن، مبنای سنجش قرار گرفت. این پژوهش با هدف شناسایی اسباب موافق و مخالف با قرآن در آیات یاد شده و جداسازی روایات معتبر از نامعتبر در منابع فریقین، بهدنبال رفع موانع دستیابی به سبب درست و فهم معنای آیه است. به این منظور، پژوهش پیشرو با روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تحلیل انتقادی، سامان یافته است. براساس یافتههای تحقیق، سه دسته روایت سبب نزول در منابع اهل سنّت برای این آیات گفته شده: بیعت با پیامبر(ص) بر اسلام؛ پیمان اهل جاهلیت؛ سعیدة الاسدیة. در فرایند عرضه به قرآن، هر سه سبب به علتهای مختلف؛ مثل ناسازگاری با فراز آخر آیه92 و آیه94، و نادرستی اطلاق «عهدالله» بر پیمان جاهلی، مخالف قرآن و نامعتبرند. استکبار برخی از پذیرش ولایت امیرالمؤمنین(ع) تنها سبب نزول در روایات شیعه است که هیچیک از ایرادها را ندارد و موافق قرآن است. اثبات ولایت امیرالمؤمنین(ع)، بهدلالت التزامیِ این سبب، از نتایج دستیابی به سبب درست است.
امامت و ولایت در تصوف نعمتاللهی: بازتاب امام علی (ع) و اهل بیت (ع) در متون نخستین نعمتاللهیه تا عصر صفوی
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.52811.2758
مصطفی گوهری فخرآباد؛ روح الله سلگی؛ مجتبی سلطانی احمدی؛ زهرا سیافی
چکیده بر اساس شواهد تاریخی و تصریحات شاه نعمتالله ولی و پیروان او، تا پیش از برآمدن دولت صفوی، طریقت نعمتاللهیه در چهارچوب فقه و کلام اهل سنت قرار داشت. با این حال، بررسی آثار و تعالیم ایشان نشان میدهد که این طریقت بهتدریج از مبانی سنتی اهل سنت فاصله گرفت، بهویژه در زمینه رهبری دینی و هدایت امت. در اندیشه نعمتاللهیه، اولیای الهی که صاحب کرامات و مقام هدایتاند، پس از پیامبر اکرم(ص) در قالب دوازده امام شیعه تجلی یافتهاند؛ هرچند صحابه جایگاه محترمی داشتند، اما طریق کامل هدایت تنها از مسیر امامان معصوم میگذرد. از آنجا که مذهب ایرانیان در دوره پیشاصفوی همچنان با ابهاماتی همراه است، این پژوهش با طرح این پرسش که «جایگاه امام علی(ع) و اهلبیت در اندیشه نعمتاللهیه چه بوده است»؟ میکوشد سیمای مذهبی ایرانیان پیش از رسمیت یافتن تشیع در عصر صفوی را روشن سازد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که نعمتاللهیه، هرچند از منظر فقهی و کلامی سنی باقی مانده بودند، اما در عرصه عرفان و رهبری معنوی، امامان شیعه را سرچشمه اصلی هدایت میشمردند و بدینسان گرایشی زودهنگام به تشیع داشتند.
