دوره و شماره: دوره 17، ویژه‌نامه چهارمین کنگره بین‌المللی امام علی (ع)، انسان 250 ساله و تمدن نوین اسلامی، مهر 1405 
علمی-پژوهشی

هندسه تمدنی در نهج‌البلاغه: تحلیل مؤلفه‌های زایایی، مانایی و میرایی تمدن‌ها با تأکید بر سنت های الهی

https://doi.org/10.30465/alavi.2026.55623.2848

بتول یوسفی، آمنه باقری

چکیده تمدن‌ها پدیده‌هایی پویا، تدریجی و قانون‌مندند و پیدایش، تداوم و افول آن‌ها را می‌توان بر پایه قواعدی نسبتاً ثابت در حیات اجتماعی تبیین کرد. در سنت اسلامی، این قواعد در قالب «سنت‌های الهی» فهم می‌شوند؛ سنت‌هایی که بدون نفی نقش عاملیت انسانی، مسیر رشد یا انحطاط جوامع را جهت‌دهی می‌کنند. مسئله این پژوهش آن است که نهج‌البلاغه چه مؤلفه‌هایی را برای تبیین زایایی، مانایی و میرایی تمدن‌ها برجسته می‌سازد و این مؤلفه‌ها چگونه در الگویی منسجم قابل صورت‌بندی‌اند. هدف این مقاله، تبیین هندسه تمدنی در نهج‌البلاغه بر پایه سنت‌های الهی و بازسازی چارچوبی تحلیلی برای فهم چرخه حیات تمدن‌ها با تأکید بر نقش کارگزار است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی جهت‌دار انجام شده است. مقوله‌های اولیه بر پایه چارچوب مفهومی «سنت‌های الهی، کارگزار و پیامد تمدنی» تعریف شد و سپس با کدگذاری باز و تحلیل مضامین، زیرمقوله‌ها از متن نهج‌البلاغه، بر اساس تصحیح صبحی صالح، استخراج گردید. برآیند یافته‌ها در قالب الگوی «شجره تمدنی علوی» سامان یافت. نتایج پژوهش نشان می‌دهد، نهج‌البلاغه زایایی تمدن را بر احیای عقلانیت، تأسیس همبستگی و میثاق عدالت، و مانایی آن را بر حکمرانی عادلانه، تقدم عمران بر خراج، بازتولید اعتماد اجتماعی و صیانت از انسجام استوار می داند. در مقابل، وارونگی معیارها، تفرقه و فرسایش نهادی چرخه میرایی را فعال می‌کند؛ در این میان، سنت‌های الهی بستر حیات تمدنی و کنش کارگزاران، سازوکار واسط تحقق اجتماعی آن است

علمی-پژوهشی

«زیست متمدنانه» در منظومه فکری امام علی(ع)؛ تحلیل مؤلفه‌ها و نسبت آن با ظرفیت تمدنی جامعه اسلامی

https://doi.org/10.30465/alavi.2026.55839.2866

روح‌الله سلگی، امیر اعتمادی بزرگ

چکیده تمدن، افزون بر دستاوردهای مادی و ساختارهای سیاسی و اقتصادی، بر نوع خاصی از زیست انسانی و اجتماعی استوار است. از این منظر، مسئلة تمدن‌سازی را می‌توان از سطح ساختارها به سطح «زیست متمدنانه» منتقل کرد؛ یعنی شیوه‌ای از زندگی که در آن انسان، مناسبات فردی و اجتماعی خود را بر اساس ارزش‌های بنیادین سامان می‌دهد و از رهگذر آن، زمینة شکل‌گیری جامعه‌ای منسجم، عادل و برخوردار از ظرفیت تمدنی فراهم می‌شود. پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوی زیست متمدنانه در منظومه فکری امام علی (ع) و بررسی نسبت آن با تمدن نوین اسلامی، به این پرسش پاسخ می‌دهد که مؤلفه‌های اساسی زیست متمدنانه در نهج‌البلاغه چیست و چگونه از سطح انسان‌سازی به جامعه‌سازی و تمدن‌سازی امتداد می‌یابد؟ پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، کیفی و تحلیلی ـ استنباطی است و با رویکرد تحلیل مضمون کیفی با استفاده از ترکیبیِ اکتشافی ـ استقرایی و سازمان‌دهی تفسیری مضامین انجام شده است. هدف پژوهش، استخراج و صورت‌بندی مؤلفه‌های «زیست متمدنانه» از منظومة فکری امام علی(ع) در نهج‌البلاغه و تبیین نسبت میان این مؤلفه‌ها و ظرفیت تمدن‌سازی اسلامی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که مؤلفه‌های زیست متمدنانه در چهار سطح انسان، روابط اجتماعی، نهاد و تمدن و دربرگیرندة پنج دسته مؤلفه است: کرامت و تعالی انسان، عقلانیت و تقوی، عدالت و حق‌مداری، مسئولیت اجتماعی و حکم‌رانی صالح، و علم و تولید و آبادانی در جهت خیر عمومی. بر این اساس، انسان در منظومة علوی صرفاً موضوع تربیت اخلاقی نیست،

علمی-پژوهشی

عدالت اجتماعی در اندیشه و سیره امام علی(ع): مقایسه‌ای با اصول دموکراسی اجتماعی

https://doi.org/10.30465/alavi.2026.55779.2864

محمدرضا احمدی بنی، سید حسن ملائکه، اکبر قربانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی اصول ثابت دموکراسی اجتماعی با سیره و کلام امیرالمؤمنین(ع)، در پی شناسایی وجوه اشتراک و افتراق میان یک الگوی فکری ـ سیاسی مدرن و یک الگوی دینی ـ تاریخی در زمینه عدالت اجتماعی و حکمرانی است. در این مطالعه، با تفکیک مفهومی «حکومت» از «حکمرانی»، تمرکز بر سازوکارها و اصول ناظر بر اداره عادلانه جامعه و تنظیم رابطه قدرت با حقوق و مصالح عمومی قرار گرفته است. روش پژوهش، تحلیلی ـ مقایسه‌ای است و داده‌ها از طریق تحلیل و مقایسه مفاهیم و اصول کلیدی دو الگو بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد دموکراسی اجتماعی بر اصولی همچون برابری فرصت‌ها، کاهش نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر و نقش فعال دولت در تأمین عدالت اجتماعی استوار است. در مقابل، در اندیشه و سیره امیرالمؤمنین(ع)، عدالت صرفاً یک سیاست اجتماعی یا ابزار حکمرانی نیست، بلکه ریشه در مبانی الهی و اخلاقی داشته و در شیوه توزیع بیت‌المال، رعایت حقوق عمومی، نظارت بر کارگزاران، مقابله با تبعیض و حمایت از محرومان تجلی می‌یابد. در نهایت نتیجه گرفته می‌شود که با وجود تفاوت‌های بنیادین در مبانی معرفتی، غایات و زمینه تاریخی، میان اصول ثابت دموکراسی اجتماعی و برخی اصول و سازوکارهای حکمرانی علوی، به‌ویژه در حوزه عدالت اجتماعی، صیانت از حقوق عمومی و کاهش نابرابری، هم‌پوشانی‌های قابل توجهی وجود دارد؛ هرچند این هم‌پوشانی به معنای یکسانی مبانی و الگوهای دو نظام نیست.

علمی-پژوهشی نهج البلاغه پژوهی

وحی‌پایگی تمدن نوین اسلامی از منظر امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام؛ با تأکید بر نقش امامت

https://doi.org/10.30465/alavi.2026.56218.2902

رسول چگینی

چکیده تمدن نوین اسلامی به عنوان یکی از مهم‌ترین آرمان‌های جهان اسلام در عصر حاضر، نیازمند تبیین مبانی نظری و معرفتی خود است. یکی از پرسش‌های بنیادین در این زمینه آن است که چه عاملی می‌تواند پایداری و ماندگاری این تمدن را تضمین کرده و از تکرار تجربه افول تمدن تاریخی مسلمانان جلوگیری کند؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای، به ویژه نهج‌البلاغه و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام، به بررسی این مسئله می‌پردازد که از منظر امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، تمدن نوین اسلامی باید بر پایه وحی و در چارچوب نظام امامت شکل گیرد.
بررسی بیانات امیرالمؤمنین علیه‌السلام نشان می‌دهد که قرآن، منبع هدایت و معیار تشخیص حق از باطل است و اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز به‌عنوان حاملان علم نبوی، ارکان دین و مرجع هدایت امت معرفی شده‌اند. از این منظر، تلازم قرآن و عترت، بنیان حفظ فهم صحیح وحی و جلوگیری از غلبه رأی، هوا، بدعت و اختلاف در جامعه اسلامی است. همچنین امامت افزون بر کارکرد معرفتی، در حفظ انسجام اجتماعی، اقامه حق و عدالت، اصلاح جامعه و تأمین بقای نظام سیاسی نقش دارد. آسیب‌شناسی نهج‌البلاغه نیز نشان می‌دهد که فاصله گرفتن از مرجعیت اهل‌بیت می‌تواند به اختلاط حق و باطل، غلبه هوا، تفرقه، ظهور جور و تعطیل احکام بینجامد. بر این اساس، الگوی پایداری تمدن اسلامی را می‌توان در زنجیره «وحی و قرآن، مرجعیت عترت و امامت، فهم صحیح دین، حفظ ارزش‌های الهی، تحقق عدالت و انسجام اجتماعی و در نهایت پایداری تمدن اسلامی» صورت‌بندی کرد.

علمی-پژوهشی نهج البلاغه پژوهی

رابطه مسئولیت پذیری اجتماعی و کارآمدی نظام سیاسی اسلامی از دیدگاه امام علی (ع)

https://doi.org/10.30465/alavi.2026.55687.2853

مریم حایک

چکیده کارآمدی نظام سیاسی بیانگر قابلیت نظام سیاسی در اداره یک کشور و کسب حداکثر رضایتمندی مردمان است. در کتاب نهج البلاغه به عنوان عالی‌ترین منشور حکومت علوی یکی از مهمترین شاخصه‌های کارآمدی نظام سیاسی اسلامی، مسئولیت پذیری اجتماعی می‌باشد. امام علی(ع) بر مبنای مسئولیت پذیری اجتماعی، دین مداران را به آگاهی و واکنش مناسب در برابر شرایط جامعه و دوری از سکوت در مقابل ناهنجاری‌ها فرا می‌خواند و نظارت همگانی بر امور اجتماعی سیاسی از سوی مسئولان و مردم را به عنوان یک مسئولیت الهی انسانی بر همه مسلمانان واجب می داند.
مقاله حاضر در چارچوب نظریه های «سیستم»، «پارسونز» و «پوتنام» و با روش تحلیل محتوای کیفی درصدد تبیین رابطه «مسئولیت پذیری اجتماعی» و «کارآمدی نظام سیاسی اسلامی» از دیدگاه امام علی(ع) است. یافته‌ها بیانگر آن است که از دیدگاه امام علی (ع)، تقویت مسئولیت پذیری اجتماعی کارگزاران حکومت اسلامی و مردم، ارتقای سطح اعتماد اجتماعی را در پی خواهد داشت و ارتقای سطح اعتماد اجتماعی، موجب تحقق دیگر شاخص‌های یک نظام سیاسی کارآمد خواهد شد.

علمی-پژوهشی نهج البلاغه پژوهی

مبانی انسان کامل در نهج‌البلاغه و نسبت آن با نظریه‌ی انسان کامل در عرفان ابن‌عربی؛ مطالعه‌ای تطبیقی

https://doi.org/10.30465/alavi.2026.56032.2889

علی دلشادنداف

چکیده مفهوم انسان کامل در عرفان نظری ابن‌عربی صورت‌بندی‌ای نظام‌مند یافته است، اما پاره‌ای از مؤلفه‌های انسان‌شناختیِ قابلِ گفت‌وگو با این مفهوم را می‌توان پیش از آن، در نهج‌البلاغه بازشناخت. مسئله پژوهش این است که نسبت تصویر انسان متعالی در کلام امام علی (ع) با نظریه انسان کامل، از جنس هم‌پوشانی مضمونی است یا از جنس اشتراک در ساختار هستی‌شناختی. پژوهش با روش تحلیل مفهومی و مقایسهی متنی انجام شده است. نخست چهار مؤلفه‌ی جامعیّت وجودی، معرفت الهی، تزکیه‌ی نفس و نقش هدایتی از نصوص مشخص نهج‌البلاغه استخراج شده و سپس با ارکان نظریه‌ی انسان کامل در فصّ آدمی فصوص الحکم و شروح آن سنجیده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد میان این دو تصویر هم‌پوشانی قابل توجهی در سطح مضمون وجود دارد. هر دو بر ظرفیت جامع انسان، تحوّل‌آفرینی معرفت حضوری، ضرورت مجاهده با نفس و نقش واسطه‌گر انسان متعالی تأکید دارند. نهج‌البلاغه این مؤلّفه‌ها را در افق اخلاق، تربیت و مسئولیت اجتماعی صورت‌بندی می‌کند و ابن‌عربی آن‌ها را در دستگاه تجلّی اسماء و وساطت فیض تبیین می‌کند. بازخوانی همین تمایز، الگوی انسان متعالی نهج‌البلاغه را به‌مثابه‌ی پیوند معنویت و عدالت، برای بحث انسانِ تمدن‌ساز در دسترس می‌گذارد.