تأملی در بیعت یا عدم بیعت امام علی(ع) با خلیفه اول
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.53516.2784
یدالله حاجی زاده
چکیده با رحلت پیامبر اکرم(ص) علیرغم انتصاب امام علی(ع) به جانشینی آن حضرت و بهرغم شایستگیهایی که امیرالمومنین(ع) داشت، مسلمانان در تصمیمی عجولانه و نادرست با ابوبکر به عنوان خلیفه اول بیعت کردند. ابوبکر و حامیان او به ویژه عمر، با توجه به جایگاه خاصی که امیرالمومنین(ع) داشت، خواستار بیعت آن حضرت بودند. آنان بلافاصله پس از بیعتی که با ابوبکر در سقیفه شد، تلاش کردند به هر صورتی که شده از امام علی(ع) نیز بیعت بگیرند. سوالی که در این جا مطرح شده این است که عکسالعمل امیرالمومنین(ع) در برابر این درخواست چه بود؟ آیا آن حضرت خواسته آنان را پذیرفت و بلافاصله با ابوبکر بیعت کرد و یا چون خود را جانشین منصوص رسول خدا(ص) میدانست از بیعت خودداری کرد؟ اگر امام از بیعت خودداری کرده، آیا این خودداری، همیشگی یا مقطعی بوده است؟ بررسی موضوع با استفاده از منابع متقدم تاریخی و روایی و با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی نشان میدهد که امیرالمومنین(ع) در ابتدای امر به جهت اعتراض به انتخاب ابوبکر از بیعت خودداری کرده و تنها خود را شایسته زمامداری دانسته است. بیعت نهایی آن حضرت با ابوبکر نیز- هرچند توسط شیخ مفید مورد انکار قرار گرفته و یا در آن تردید شده است- بیعتی اضطراری، از روی اکراه و عدم رضایت قلبی و به منظور رعایت مصالح جامعه نوپای اسلامی بوده است.
واکاوی امامت الهی امیرالمومنین بر جنیان و پیامدهای آن
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.54937.2825
روح الله کلباسی
چکیده مسئله شمول هدایتالهی نسبت به جنیان از مباحث کمتر بررسیشده در کلام اسلامی است. قرآن با معرفی جن بهعنوان موجودی مکلف و مخاطب وحی، نشان میدهد که برنامه هدایتالهی محدود به انسانها نیست و جنیان نیز همچون انسانها مأمور به ایمان و اطاعت از حجت الهیاند. پرسش اصلی پژوهش آن است که پس از ختم نبوت، استمرار هدایت جنیان از چه طریقی بوده و مرجع دینی آنان چه کسی است. این مقاله با روش توصیفیـتحلیلی و رویکرد تطبیقی با استناد به آیات و روایات نشان میدهد که دلایل ضرورت اماممعصوم برای انسان، در مورد جنیان نیز صادق است. حکمت الهی و شریعت خاتم اقتضا دارد که هیچیک از مکلفان بدون حجت باقی نمانند. روایات اهلبیت تصریح میکند که پیامبر اسلام برای جن و انس مبعوث شد و پس از او، وصی الهی عهدهدار هدایت هر دو گروه است. بر این مبنا، امامت علوی بر جنیان، بخشی از نظام جامع هدایت الهی و استمرار رسالت پیامبر برای همه مکلفان است. بررسی این حقیقت، مرز میان امامت الهی و خلافتهای غیرمنصوص را روشن میسازد؛ زیرا خلافتهایی که فاقد نصب الهی و شمول هدایت نسبت به جن و انساند، نمیتوانند تداوم رسالت جهانی پیامبر تلقی شوند.
هنجارگریزی صرفی بهمثابه راهبردی پادگفتمانی در نامههای نهجالبلاغه
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.55390.2842
سید مرتضی صباغ جعفری، محمدجعفر اصغری، فاطمه خدایارپاریزی
چکیده هنجارگریزی[p1.1] صرفی، خروج آگاهانه از قواعد صرفی زبان، ظرفیت آن را دارد که بهمثابه راهبردی گفتمانی در خدمت تثبیت معنا و تقویت اقتدار گوینده قرار گیرد. با وجود پژوهشهای انجامشده در حوزه هنجارگریزی در نهجالبلاغه، تاکنون تحلیل پادگفتمانی این شگردها در نامهها مغفول مانده است. این پژوهش با تلفیق رویکرد پادگفتمان و هنجارگریزی صرفی، به روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر تحلیل محتوای کیفی، تمام ۵۳ نامه نهجالبلاغه را بررسی کرده است. یافتهها نشان میدهد که هنجارگریزیهای صرفی در چهار حوزه اصلی رخ میدهند: عدول از مضارع به ماضی (۱۱۵ مورد) با نقض قانون کیفیت، پادگفتمان قطعیت، فوریت، گریزناپذیری و فراتاریخیسازی را در فرمانهای سیاسی، توصیف معاد و مرگ ایجاد میکند. عدول از معلوم به مجهول (۱۲۶ مورد) با حذف فاعل، پادگفتمانهای تعظیم، تقدیرگرایی، تعمیم، تحقیر، تهدید، انفعال و مظلومیتنمایی را فعال میسازد. عدول در افعال مزید (۴ مورد) دلالتهای تدریج، مبالغه و مشارکت را به کلام میافزاید و عدول در اشتقاق (۵۳ مورد) و مصادر (۱ مورد) مفاهیم را عینیتر، ماندگارتر و فرازمانی بازنمایی میکند. امام علی (ع) با این شگردها، گفتمان توحیدی را در قالب اصولی پایدار و تغییرناپذیر در نظام هستی تثبیت میکند و نامهها را از مکاتبات اداری به متنی فراتاریخی ارتقا میدهد.
موانع تفکر توحیدی از دیدگاه معارف دینی با تکیه بر روایات علوی
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.52489.2748
مهسا بهبودی، طاهره سادات سید ناری
چکیده تفکر و تعقل وجه امتیاز و برتری انسان بر سایر موجودات است که اگر بر مبنای عقل و فطرت قرار گیرد، انسان را به معرفت توحیدی و محبت الهی میرساند. اما آفات و موانع بسیاری وجود دارند که تفکر آدمی را از مسیر عقلانی و توحیدی منحرف کرده و مانعی برای رشد و سعادت بشر محسوب میشوند. سعی محقق در پژوهش حاضر، این است که موانع تفکر توحیدی را به روش کتابخانهای- توصیفی، از دیدگاه اسلامی و با تکیه بر روایات امیرالمؤمنین علیهالسّلام، بررسی کرده و به مخاطبان ارائه نماید. نتیجه پژوهش این است که پیروی انسان از شیاطین جنی و إنسی و گرفتاری او در دامها و وسوسههای شیاطین؛ بیتقوایی، گناه، و عدم مبارزه با هوای نفس؛ عدم نگرش صحیح نسبت به دنیا و احساس تعلّق و محبّت شدید به آن؛ پیروی از بدعتها و تحریفها؛ گرفتار شدن انسان در خیالات، گمانها و پندارهای باطل؛ غفلت انسان و اعراض او از یاد حق؛ و مشغولیت آدمی به آرزوهای طولانی، مجموعه عواملی هستند که مانع شکلگیری و استقرار تفکر توحیدی در وجود انسان میشوند.
تحلیل گفتمان قصیده القرآنالبشری جوزفهاشم شاعر مسیحی بر اساس الگوی وندایک
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.55292.2835
عسگر بابازاده اقدم، حسین تکتبار فیروزجایی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی سازوکارهای گفتمانی و ایدئولوژیک در قصیده «القرآن البشری» سرودۀ جوزف هاشم شاعر مسیحی لبنانی،براساس الگوی تحلیل گفتمان ایدئولوژیک وان دایک انجام شده است. و میکوشد نشان دهد که شاعر چگونه از رهگذر ظرفیتهای زبانی و معنایی شعر، به بازنمایی هویت دینی و ارزشی پرداخته و از طریق قطببندی میان «خودی» و «دیگری»، ایدئولوژی را در متن جاسازی کند. روش پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی است و دادهها براساس مطالعه مستقیم ابیات قصیده و تحلیل آنها در پرتو مربع ایدئولوژیک وان دایک،بررسی شدهاند. همچنین ساختار معنایی کلان متن به منزله مکملی برای فهم و جهتگیری گفتمانی قصیده مورد توجه قرار گرفته است.نتایج پژوهش نشان میدهد که این قصیده صرفاً متنی ادبی یا عاطفی نیست، بلکه گفتمانی هویتساز و ایدئولوژیک است که در آن شاعر با بهرهگیری از زبان دینی، حماسی و ارزشی، جبهه خودی را با مؤلفههایی چون حقانیت، طهارت، عدالت، مشروعیت، هدایت و شجاعت ارایه کرده و در برابر، دیگری را با صفاتی همچون انحراف، نفاق، غدر، تحریف، ستم و بیمشروعیتی معرفی میسازد. در این چارچوب، قرآن، امام علی(ع) و جبهه حق به عنوان کانونهای مشروعیت و حقیقت برجسته میشوند و در مقابل، جریانهای مخالف در قالب نیروهایی ضدحقیقت و ضدعدالت تصویر میگردند. بر این اساس، قصیده «القرآن البشری» نه تنها حامل مضامین دینی، بلکه ابزاری برای بازسازی حافظه تاریخی، مشروعیتبخشی به منظومه ارزشیِ مورد نظر شاعر و بیاعتبارسازی گفتمان رقیب است.
بازخوانی مناشده امام علی(ع) در شورای ششنفره بر اساس تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.53805.2790
اکرم السادات حسینی، فاطمه مهدوی نژآد، احمد زارع زردینی، علی محمد میرجلیلی
چکیده مناشده امام علی(ع) در شورای ششنفره، یکی از کلیدیترین متون در تاریخ اندیشه سیاسی اسلام است که در آن مسئله مشروعیت رهبری در تقابل با ساختار سنتی مشورت مطرح میشود. این مناشده، فراتر از یک دفاعیه شخصی، یک کنش تأسیسی برای نقد ساختار قدرت موجود و ارائه الگویی جایگزین در اندیشه سیاسی اسلام است که در آن، حقانیت نه بر اساس اجماع نخبگان، بلکه مبتنی بر شواهد تاریخی و نص نبوی بازتعریف میگردد. این پژوهش بر اساس الگوی سه بُعدی نورمن فرکلاف (توصیف، تفسیر، تبیین) و با هدف واکاوی چگونگی بازتعریف مشروعیت سیاسی-دینی و شناسایی راهبردهای زبانی بهکاررفته در مناشده شورا، به تحلیل گفتمان انتقادی آن پرداخته است. یافتهها نشان میدهد که امام علی(ع) در سطح توصیف، از راهبردهایی نظیر تکرار سوگندهای الهی «أَنْشَدْکُمْ بِاللَّهِ»، ساختار پرسشی-پاسخی اجبارآور و تقابل ضمایر انحصاری «فیکم» در برابر «غیری» بهره گرفتهاند. در سطح تفسیر، این سازوکارهای زبانی منجر به خلق یک فضای محاکمه اخلاقی و اعمال فشار اجتماعی برای اقرارگیری جمعی «قَالُوا: اللَّهُمَّ لَا» از سوی نخبگان سیاسی حاضر در شورا شده است. در سطح تبیین، این کنش گفتاری بهعنوان یک گفتمان مقاومت، الگوی فکری مشروعیت را از «انتخاب عرفی-قبیلهای» به «انتصاب الهی-فضیلتمحور» تغییر میدهد.
دولت و عدالت در اندیشه امام علی(ع): خوانشی هرمنوتیکی در افق اندیشه عزمی بشاره
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.54860.2819
مریم هاشمی
چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل نسبت میان دولت و عدالت در اندیشه امام علی(ع)، و بر پایه شواهد نهجالبلاغه و با بهرهگیری از آرای عزمی بشاره بهعنوان افق نظری معاصر، انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش، تبیین چگونگی پیوند عدالت با مسئولیت حکومت، رعایت حقوق مردم و نحوه اعمال قدرت در اندیشه امام علی(ع) و بررسی ظرفیتهای این صورتبندی برای طرح پرسشهای معاصر است. پژوهش با رویکرد تحلیلی ـ تفسیری و با استفاده از هرمنوتیک فلسفی گادامر، شواهد متنی نهجالبلاغه را تحلیل میکند و از مفاهیم مطرحشده در آثار منتخب بشاره برای برجستهکردن ابعاد حقوقی، اجتماعی و نهادی مسئله بهره میگیرد. یافتهها نشانمیدهد که یافتهها نشان میدهد که عدالت در اندیشه امام علی(ع) صرفاً فضیلتی فردی برای حاکم نیست، بلکه با امانتداری در منصب حکومتی، مسئولیت عمومی، رعایت حقوق گروههای اجتماعی و عملکرد حکومت پیوند دارد. آرای بشاره نیز امکان طرح پرسشهایی درباره شرایط و سازوکارهای تحقق عدالت در ساختار سیاسی معاصر را فراهم میکند. بر این اساس، بازخوانی هرمنوتیکی مورد نظر پژوهش نه بر مقایسه همعرض دو دستگاه فکری یا ارائه نظریهای ترکیبی، بلکه بر تحلیل اندیشه امام علی(ع) با اتکا به شواهد نهجالبلاغه و گسترش افق پرسش درباره ابعاد مختلف نسبت دولت و عدالت استوار است.
ترسیم مفهوم مرگ در تصویر هنری نهجالبلاغه
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.54429.2807
احمد ربانی خواه، سکینه آل حبیب کیاکلایه
چکیده با وجود مطالعات گسترده در زمینه تحلیل ادبی و بلاغی نهجالبلاغه بهعنوان متنی ادبی و دینی، هنوز تمامی زوایای پیوند میان «تصویرسازیهای کلامی» و «تصویر آفرینیهای هنری» در نهج البلاغه به صورت نظاممند بررسی نشده است. واکاوی و تحلیل روشهای ترسیم و بازنمایی موضوعات مجرد و انتزاعی در قالب تصاویر هنری نهجالبلاغه ما را در تبیین این امر یاری میرساند. پژوهش حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی با بررسی تصاویر هنری ارائه شده از مفهوم مرگ در نهج البلاغه میکوشد پیوند میان مفاهیم کلامی و عناصر بصری (مانند نور، رنگ، نمادها و...) را بررسی کند و به این پرسش پاسخ دهد که چگونه امام علی (ع) یکی از پیچیدهترین مفاهیم مجرد مانند مفهوم «مرگ» را در قالب کلمات، بیان و با زیباترین جلوهها آن را به «مفاهیم بصری» و «تصاویر هنری» تبدیل کردهاند؟ و آفرینش این تصاویر چه تأثیری در مخاطب ایجاد میکند؟ نتایج تحقیق گویای آن است که تصاویر ارائه شده از مرگ در نهج البلاغه، مؤلفههای اصلی تصویرآفرینی هنری همچون حرکت، موسیقی، رنگ، خیال، عاطفه، گفتگو را در خود دارد. این امر افزون بر اینکه موجب آفرینش تصاویر بدیع و بینظیر شده؛ به درک عمیق، سریع و بهتر این مفهوم و تثبیت هرچهتمامتر معانی موردنظر انجامیده است. همچنین تنوع در تصاویر همراه با موسیقی و سجع دلنشین، مانع خستگی ذهن ناشی از تکرار این مفهوم شده است.
بررسی جایگاه و رابطه عدالت و امنیت در سیره امام علی(ع)
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.53580.2785
قربانعلی قربان زاده سوار
چکیده چکیده
دو مفهوم عدالت و امنیت از دیرباز، خواسته و نیاز تمام بشریت، دغدغه فکری اندیشمندان و مشغله کاری زمامداران بوده و استقرار امنیت و اقامه عدالت از جمله اهداف تشکیل حکومت در جامعه انسانی است و در سیاست نظری و عملی مسلمانان نیز جایگاه ویژه دارند و دو ارزش بنیادین و دو رکن رکین جامعه اسلامی محسوب میشوند؛ البته، عدالتی که فراتر از برابری حقوقی، شامل عدالت در توزیع ثروت، فرصت و مسئولیتها است و امنیتی که فراتر از حفظ جان و مال افراد، شامل امنیت روانی، اجتماعی و فرهنگی میشود. با توجه به جایگاه محوری «عدالت» و «امنیت» در منظومه ارزشهای اسلامی، پرسش پژوهش حاضر این است که نسبت عدالت و امنیت در سیره امام علی(ع) چیست؟ به بیان دیگر، رابطه عدالت و امنیت در سیره امام علی(ع) در سطوح هنجاری، نهادی و اجرایی چگونه تبیین میشود؟ یافته پژوهش با استفاده از روش اسنادی ـ کتابخانهای برای گردآوری دادهها و روش توصیفی ـ تحلیلی ـ تاریخی در تجزیه و تحلیل دادهها این است که نسبت و رابطه بین عدالت و امنیت در سیره آن حضرت، رابطه ملازمه و متقابل هست یعنی بدون عدالت، امکان استقرار امنیت نیست و عدالت بدون امنیت، اقامه نمیشود؛ زیرا استقرار امنیت به معیار و بنیان استوار عدالت نیاز دارد و اقامه عدالت به زمینه و بستر آرام امنیت نیازمند است. به بیان دیگر، رابطه عدالت و امنیت در سیره امام، با نسبت «اولویّت عدالت» و »اوّلیت امنیت» یعنی ارجحیت عدل و ضرورت امنیت قابل بیان است.
