تحلیل معنایی و مفهومی واژه «احساس» و مشتقات ریشه «ح-س-س» در نهجالبلاغه
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.52496.2749
کرم سیاوشی
چکیده نهجالبلاغه بهعنوان یکی از برجستهترین متون ادبی و معرفتی اسلامی، گنجینهای از واژگان با لایههای معنایی عمیق است. این پژوهش با هدف بررسی کاربردهای معنایی و ابعاد مفهومی واژه «احساس» و مشتقات ریشه «ح-س-س» (مانند حِسّ، حَسّاً، تحسّ، حواسّ، حسیس و حسیّاً و...) در دوازده موضع مختلفِ نهجالبلاغه سامان یافته است. مسئله اصلی پژوهش، تبیین تنوع کاربردی این ریشه در سیاقهای توحیدی، شناختی، اجتماعی، عرفانی و بلاغی است که نشاندهنده ژرفای اندیشه امام علی(ع) در بهرهگیری از ظرفیتهای زبانی برای انتقال مفاهیم الهی و انسانی میباشد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی (تحلیل محتوا) است و دادهها از متن نهجالبلاغه استخراج شدهاند. یافتهها نشان میدهد که ریشه «ح-س-س» در نهجالبلاغه، فراتر از معنای لغوی (احاطه، ادراک حسی و نفوذ)، ابعاد گستردهای همچون احاطه علمی الهی (خطبه ۹۱)، نفی ادراک حسی ذات خداوند (خطبههای ۱۸۲ و ۱۸۶)، توصیف شجاعت درونی (خطبه ۱۲۳)، نکوهش دنیاطلبی (نامه ۴۵) و بشارت امنیت اخروی (خطبه ۱۸۳) را پوشش میدهد. تحلیلهای چندبعدی (لغوی-سیاقی، شناختی، کلامی، عرفانی و بلاغی) آشکار میسازد که این واژه در کلام علوی، ابزاری برای تأکید بر تنزیه الهی، محدودیت ادراک بشری و دعوت به تأمل در آیات آفاقی و انفسی است. پیشینه پژوهش نشاندهنده نبود مطالعه جامع مشابهی است و این تحقیق، بخشی از معارف غیرمکشوف نهجالبلاغه را روشن میسازد. همچنین نتایج بر ضرورت مطالعات واژهمحور در متون دینی برای فهم دقیقتر آموزههای توحیدی تأکید دارد.
نقش فرجاماندیشی در تقویت مؤلفههای ساحت شناختی تربیت اخلاقی از منظر نهج البلاغه
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.53191.2772
بهجت هرندی، حسین کامیاب، مرضیه کهنوجی
چکیده هدف پژوهش حاضر تبیین نقش فرجاماندیشی در تقویت مؤلفههای ساحتشناختی تربیت-اخلاقی از منظر نهجالبلاغه بود.این پژوهش از لحاظ هدف،بنیادی و از حیث روش توصیفی-تحلیلی میباشد.روش تحلیل دادهها،تحلیل مفهومی پیشرونده بوده است.در این پژوهش پنج مؤلفهی مربوط به ساحتشناختی تربیتاخلاقی؛شناختبهایوجودیانسان،واقعنگری،عبرت-آموزی،بصیرتافزایی و غفلتزدایی؛مورد بررسی قرار گرفتند و سپس مصادیق مرتبط با هر کدام با تأکید بر نقش فرجاماندیشی در تقویت آنها،از منظر نهج البلاغه،تبیین گردید.فرجام-اندیشی در کلام امام علی(ع)به عنوان اهرم مؤثری در کردار و گفتار انسانها،در جهت تقویت و رشد ساحتشناختیِ تربیتاخلاقی مطرح است.فرجاماندیشی فرد را به مسئول بودن در قبال عاقبت افعالش رهنمون میسازد و او را برای پاسخگویی به نتایج اعمالش آماده مینماید.در اندیشه امام علی(ع)،فرجاماندیشی به معنای از بین بردن روح تلاش و امیدواری در انسان نیست،بلکه به معنای سازندگی و مراقبت پیوسته از اعمال و نیات میباشد و باعث میشود که انسان قدر و منزلت خود را بداند و با نگاه واقعبینانه،در اندیشه آخرت باشد و از تجربیات گذشته برای تصمیمگیریهای آینده عبرت بگیرد و به انتخابهای آگاهانهتر و اخلاقیتر دست بزند و نسبت به کسب بصیرت جهت سیر در مسیر سعادت،قصور ننماید.لذا لازم است انسان با تأسی به آموزههای گرانقدر علوی،نسبت به تقویت باورهای اخلاقی و توجه به مقولهی فرجام-اندیشی(که امری غیر قابل انکار است)؛در هر شرایطی وظیفهیاخلاقی خود را بشناسند،تصمیمهای درست بگیرند و از گرفتارشدن در انحرافاتاخلاقی در امان بمانند.
کاربست روش تحلیل مضمون در بررسی جایگاه امامت در آموزههای نهج البلاغه
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.45866.2732
محمد سبحانی نیا، زهرا زمانی
چکیده مسألة امامت از دیرباز موردنظر متکلّمان و مفسّران نامدار اسلامی بوده است. فرقههای اسلامی در هیچ یک از مسائل دینی به مانند مسألة امامت اختلاف نظر نداشتهاند. اختلاف شیعه و سنی تنها در شخص جانشین پیامبر نیست؛ بلکه در دیدگاه هر یک، «امام» معنا و مفهوم و جایگاه ویژهای دارد که این دو مذهب را از یک دیگر متمایز میسازد.گرچه در این مقوله پژوهشهای زیادی صورت گرفته اما یکی از خلأهای پژوهشی در این حوزه، عدم استفاده صحیح از روشهای نوین پژوهشی است.یکی از روشهای مناسب جهت ترسیم دقیق و نظاممند موضوع امامت در نهج البلاغه، روش تحلیل مضمون است. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر در صدد است با هدف شناخت ابعاد مختلف امامت به این پرسش پاسخ دهد : امام علی(ع) برای امام کدام ویژگی را مهمتر می-داند؟ در این راستا، ابتدا 110گزاره از متن نهج البلاغه گزینش و درجدولی مقابل هر متن، مضامین پایهای حاکی از ابعاد مختلف امامت درج گردید و هر یک ذیل عناوین کلیتر قرار گرفت. درنهایت با استخراج 29مضمون پایه،4 مضمون یکپارچه ساز و 3 مضمون فراگیر، این نتیجه بدست آمد که بیش از 70 درصد مضامین به ویژگیها و صفات امام اختصاص دارد که از این بین پربسامدترین آنها برخورداری امام از علم لدنّی است.
تحلیلی بر کارکرد «حجتهای زنده» در استدلالهای علوی بر امامت
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.52905.2761
مریم السادات هاشمی
چکیده یکی از جنبههای کمتر کاوششده در سنت استدلالی امام علیعلیهالسلام درباره امامت، بهرهگیری از «حجتهای زنده» است؛ یعنی دلایل و شواهدی که نه در گذشته دور محصورند و نه صرفاً در عالم نص و نظریه قرار دارند، بلکه در زمان و مکان مخاطب حضور عینی دارند. این پژوهش با رویکردی متنپژوهانه و تحلیلی، به واکاوی نقش این نوع حجتها در حکمتها، نامهها و خطبههای نهجالبلاغه و سیره عملی امام علی میپردازد. هدف اصلی، تبیین این واقعیت است که امام، علاوه بر نصوص وحیانی و برهانهای عقلی، از «خودبودگی» (هویت، خصال و شخصیت حاضر خویش) و «کردار» (کنشها و رفتارهای عینی و قابل مشاهده) بهعنوان براهینی زنده برای اثبات حقانیت امامت خویش استفاده کرده است. نوآوری این پژوهش در تأکید بر پیوند براهین تجربی با گفتمان کلامی و تحلیل آن بر پایه نظریات معاصر «برهان نمایشی» و «شهادت شاهد» است. یافتهها نشان میدهد که این رویکرد نهتنها انسجامی درونی به استدلالهای علوی میبخشد، بلکه پلی ارتباطی میان نظریه امامت و تجربه زیسته مخاطب میسازد، بهگونهای که امام علی خود و کردار خویش را به الگویی زنده برای حقانیت و کارآمدی امامت بدل میکند.
تحلیلی بر گزینشها و تقطیعهای سید رضی در بازنمایی اصحاب جمل در نهجالبلاغه
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.52364.2744
یحیی میرحسینی، محبوبه خزاعی، کمال صحرائی اردکانی، علی محمد میرجلیلی
چکیده سید رضی در قرن چهارم هجری، نهجالبلاغه را در اوج تنشهای سنی و شیعه تدوین کرد. شرایط سیاسی ـ اجتماعی بغداد بویژه در التفات به بافت شیعه ـ سنی آن، سبب شد سید رضی در بازنشر روایات امام علی(ع) بهویژه درباره اصحاب جمل، به گزینش و تقطیع روی آورد. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکرد تطبیقی و تحلیل متنی، تقطیعهای سید رضی در نهجالبلاغه را با دیگر مرویات امام علی(ع) در دیگر منابع، مقایسه کرده و نشان میدهد که او افزون بر انگیزههای ادبی و ارتقای جنبههای بلاغی، به ملاحظات سیاسی با هدف کاهش منازعات فرقهای و آرامسازی فضای بغداد توجه داشته است. از جمله تقطیع های سید رضی درباره طلحه و زبیر میتوان به حذف گزارههای مرتبط با خطا و فسق، لزوم توبه و عدم کفران الهی، تعلیل زیادهخواهی طلحه و زبیر، لعن و نفرین و در مقابل مدح و ستایش آن دو، اشاره کرد. مطالعه موردی این پژوهش که بر دیگر مسائل اختلافی فرقهای نیز قابل پیجویی و اثبات است، نشان میدهد گزینش عبارات در نهجالبلاغه، تنها اهداف بلاغی و ادبی را دنبال نمیکرده است، بلکه همزمان مقاصد سیاسی ـ اجتماعی نیز در درون خود، نهفته دارد.
