کاربست روش تحلیل مضمون در بررسی جایگاه امامت در آموزههای نهج البلاغه
دوره 16، شماره 32، اسفند 1404
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.45866.2732
محمد سبحانی نیا، زهرا زمانی
چکیده مسألة امامت از دیرباز موردنظر متکلّمان و مفسّران نامدار اسلامی بوده است. فرقههای اسلامی در هیچ یک از مسائل دینی به مانند مسألة امامت اختلاف نظر نداشتهاند. اختلاف شیعه و سنی تنها در شخص جانشین پیامبر نیست؛ بلکه در دیدگاه هر یک، «امام» معنا و مفهوم و جایگاه ویژهای دارد که این دو مذهب را از یک دیگر متمایز میسازد.گرچه در این مقوله پژوهشهای زیادی صورت گرفته اما یکی از خلأهای پژوهشی در این حوزه، عدم استفاده صحیح از روشهای نوین پژوهشی است.یکی از روشهای مناسب جهت ترسیم دقیق و نظاممند موضوع امامت در نهج البلاغه، روش تحلیل مضمون است. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر در صدد است با هدف شناخت ابعاد مختلف امامت به این پرسش پاسخ دهد : امام علی(ع) برای امام کدام ویژگی را مهمتر می-داند؟ در این راستا، ابتدا 110گزاره از متن نهج البلاغه گزینش و درجدولی مقابل هر متن، مضامین پایهای حاکی از ابعاد مختلف امامت درج گردید و هر یک ذیل عناوین کلیتر قرار گرفت. درنهایت با استخراج 29مضمون پایه،4 مضمون یکپارچه ساز و 3 مضمون فراگیر، این نتیجه بدست آمد که بیش از 70 درصد مضامین به ویژگیها و صفات امام اختصاص دارد که از این بین پربسامدترین آنها برخورداری امام از علم لدنّی است.
تحلیلی بر کارکرد «حجتهای زنده» در استدلالهای علوی بر امامت
دوره 16، شماره 32، اسفند 1404
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.52905.2761
مریم السادات هاشمی
چکیده یکی از جنبههای کمتر کاوششده در سنت استدلالی امام علیعلیهالسلام درباره امامت، بهرهگیری از «حجتهای زنده» است؛ یعنی دلایل و شواهدی که نه در گذشته دور محصورند و نه صرفاً در عالم نص و نظریه قرار دارند، بلکه در زمان و مکان مخاطب حضور عینی دارند. این پژوهش با رویکردی متنپژوهانه و تحلیلی، به واکاوی نقش این نوع حجتها در حکمتها، نامهها و خطبههای نهجالبلاغه و سیره عملی امام علی میپردازد. هدف اصلی، تبیین این واقعیت است که امام، علاوه بر نصوص وحیانی و برهانهای عقلی، از «خودبودگی» (هویت، خصال و شخصیت حاضر خویش) و «کردار» (کنشها و رفتارهای عینی و قابل مشاهده) بهعنوان براهینی زنده برای اثبات حقانیت امامت خویش استفاده کرده است. نوآوری این پژوهش در تأکید بر پیوند براهین تجربی با گفتمان کلامی و تحلیل آن بر پایه نظریات معاصر «برهان نمایشی» و «شهادت شاهد» است. یافتهها نشان میدهد که این رویکرد نهتنها انسجامی درونی به استدلالهای علوی میبخشد، بلکه پلی ارتباطی میان نظریه امامت و تجربه زیسته مخاطب میسازد، بهگونهای که امام علی خود و کردار خویش را به الگویی زنده برای حقانیت و کارآمدی امامت بدل میکند.
بررسی دلالی حدیث لا یحبک الا مؤمن و لا یبغضک الا منافق بر امامت حضرت امیرالمؤمنین علی و نفی خلافت ابوبکر بر اساس منابع عامه
دوره 16، شماره 31، شهریور 1404، صفحه 115-136
https://doi.org/10.30465/alavi.2025.51373.2707
امید شیرینی
چکیده بحث پیرامون امامت و خلافت پس از پیامبر اکرم، یکی از مهمترین و حساسترین موضوعات در تاریخ اسلام است که همواره مورد توجه دانشمندان و پژوهشگران فریقین قرار داشته است. یکی از استنادات مهم در این زمینه، حدیث شریف «لا یحبک الا مؤمن و لا یبغضک الا منافق» است. در این حدیث، حضرت امیرالمومنین علی به عنوان معیاری برای تشخیص ایمان و نفاق افراد معرفی شده است که جایگاه بیبدیل آن حضرت در منظومه دینی اسلام است، ولی در وقایع پس از پیامبر نظیر سقیفه، این جایگاه نادیده گرفته شد. بنابراین مسئله اصلی پژوهش حاضر در آن است که امامت بلافصل حضرت امیرالمومنین علی را از حدیث مذکور ثابت کند و خلافت ابوبکر را در پرتو این معیار نبوی نفی نماید. این پژوهش از آن جهت ضرورت دارد که حدیث مورد بحث در منابع مختلف عامه نقل شده و نقش کلیدی در اثبات حقانیت حضرت امیرالمومنین علی و نفی خلافت ابوبکر دارد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد حدیثی- تاریخی به بررسی حدیث «لا یحبک الا مؤمن و لا یبغضک الا منافق» در منابع عامه میپردازد و با استناد به روایات، گزارش-های تاریخی و اقوال بزرگان آنها امامت حضرت امیرالمومنین علی را ثابت کرده و خلافت ابوبکر را نفی میکند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که حدیث مذکور، دلالت قطعی بر افضلیت و امامت حضرت امیرالمومنین علی دارد و رفتار ابوبکر، نمود بارز بغض و نفاق نسبت به امام است.
تبیین تاریخی مؤلفههای راهبردی همگرایی در سیرۀ علوی
دوره 14، شماره 27، دی 1402، صفحه 51-70
https://doi.org/10.30465/alavi.2024.47854.2625
طلعت ده پهلوان
چکیده ظهوراندیشهها نوین و تعدد نحلههای فکری- فرهنگی در جهان اسلام پس از رحلت رسولالله(ص) تا به امروز، چالش ﻣﺴﺌﻠﮥ همگرایی امت اسلام را رقم زده است. همگرایی از بنیادیترین اصول اعتقادی اسلام، که از عهد رسولالله(ص) با هدف و عقیدهای واحد حول محور امامت در مسیری خاصی مشخص گردید.عصر امام علی(ع)(تا40هجری) فصل آغاز فرقهگرایی، جریانسازی فکری، قیامها، شورشهای داخلی علیه خلافت اسلامی بود. فعالیت این جریانها در شبههافکنی، همگرایی امت اسلامی یکی از این تهدیدها و زمینه ساز افتراق امت اسلامی بود. نوع مواﺟﻬﮥ امامعلی(ع) با عوامل تفرقهافکنانه، تقویت و ایجاد وحدت و همگرایی امت نقش مهمی داشت. این مقاله با پرسش چیستی مؤلفههای راهبردی همگرایی از منظر امام علی(ع)، به روش توصیفیتحلیلی و با استناد به منابع کتابخانهای وکتب تاریخی و حدیثی، درصدد است با شناخت این مؤلفهها در سیرة امام علی در موقعیتهایی نظیر مواجهه با خلفا و جریانهای فکری، الگویی از روشهای همسو به همگرایی اسلامی دست یابد. آموزههای در قالب مؤلفههای اصلاح مبانی اعتقادی توأم با احترام، حل اختلافات داخلی و وجود کینهها و عداوتها میان مسلمانان، نداشتن تنش و حضور در امورات سیاسی ونظامی، حُسن خُلق، تمسک به قرآن و سنت نبوی و غیره نمود یافت. فرﺿﻴﮥ مقاله بر آن است که امام(ع) بر مبنای اندیشههای بنیادین اسلامی، با درک شرایط سیاسی اجتماعی و ارتقای سطح آگاهی مردم در احیاء همگرایی امت واحده؛ ریشههای واگرایی را در عدم درک درست از دین و سنت رسول الله (ص) و قدرت طلبی و تمایلات حاکمیتی میدانستند. اقدامات امام در راستای همگرایی امت در قالب تدابیر و راهنمایی صحیح خلفا و تعامل با نحلههای فکری گوناگون و زدودن ابهام وشبهات و اجتناب از هرگونه اقدام واگرایانه در برابر یکپارچگی امت بوده است.
