عوامل و زمینههای تقویت اخلاق کار از دیدگاه امام علی (ع)
دوره 3، شماره 6، اسفند 1391، صفحه 69-100
محمدعلی مشایخیپور، عبدالهادی فقهیزاده، محمود واعظی
چکیده اهتمام و توجه قرآن به اخلاق و تأکید پیامبران عظام و ائمۀ اطهار(ع) بر متخلقشدن به آن در تمامی شئون زندگی، از نقش بیبدیل اخلاق در زندگی فردی و اجتماعی انسان حکایت دارد. بر این اساس، توجه و بهکارگیری آن در همۀ عرصههای زندگی، ضرورتی اجتنابناپذیر است. کار نیز بهواسطۀ ارتباط تنگاتنگ با اخلاق، به نتایج مطلوب و شایسته منتهی نخواهد شد مگر اینکه اصول و معیارهای اخلاقی مرتبط با آن مدنظر قرار گیرد. در این میان، عواملی هم در تقویت اتخاذ چنین رویکردی مؤثرند. در این مقاله سعی شده است با استناد به آیات و روایات و بهویژه با تکیه بر کلمات گهربار امام علی(ع)، این عوامل شناسایی و تجزیه و تحلیل شود.
تحلیل شخصیت معاویه بر اساس گزارشهای تاریخی حکومت او
دوره 8، شماره 15، خرداد 1396، صفحه 71-96
نرگس سادات مبلغ، مصطفی دلشاد تهرانی
چکیده شخصیت معاویه به عنوان یکی از خلفای مسلمانان در منابع تاریخی دارای دو وجه متفاوت است. در وجهی او حاکمی با تدبیر است که مردمان به اختیار پذیرفتار و فرمانبردار اویند و در وجه دیگر پادشاهی تجمل گراست که با بیتدبیری خود مردمان را به هلاکت کشانده است. بنابراین این سوال پیش میآید که شخصیت واقعی او در مقام یک حاکم به چه شکل بوده است. برای دستیابی به پاسخ این سوال گزارشهای تاریخی منابع اولیه با یکدیگر مقایسه شده که با بررسی آنها میتوان چنین استنباط کرد که معاویه فردی حیلهگر بوده که مردمان را با فریبکاری به اطاعت کورکورانه خود کشانده و آنان را از سعادت و اصلاح دور کرده است. بویژه که با مقایسه عملکرد وی با شروط مدیریتی ـ که از نهج البلاغه گرفته شده است ـ میتوان به این نتیجه رسید که او هیچ یک از شروط لازم برای مدیریت را نداشته و در واقع شایسته حکومت بر مردم نبوده است.
اعتبارسنجی اصالت خطبه 219 نهج البلاغه با بررسی چالش ها و دیدگاه های حدیثی و تاریخی خطبه
دوره 8، شماره 16، دی 1396، صفحه 71-97
رحمان عشریه، مهران خاکسار کندر، محمد نقیب
چکیده خطبه 219 نهج البلاغه که برخی از شارحین آنرا در مدح خلیفه دوم از سوی امام می دانند، درحوزه سند ودلالت همواره با چالش ها و دیدگاه های متفاوتی روبرو بوده است. برخی بزرگان شیعه صحت انتساب این سخنان به امام علی علیه السلام را مورد تشکیک قرار داده و ایراد آن از سوی امام را انکار کرده اند. از سوی دیگر فهم محتوی خطبه، در بستر بررسی های اسنادی و رجالی و مصادر تاریخی آن، با نظر داشت شرایط حاکم بر فضای صدور، وقوع آن را امکان پذیر می نماید. از این رو مقاله حاضر در پی بررسی اصالت خطبه مذکور و هموارسازی فهم محتوی اصلی آن از طریق تحلیل دیدگاه اندیشمندان این حوزه و بررسی اسناد و رجال و مصادر تاریخی خطبه می باشد. نتایج این بررسی ها نشان از آن دارد که تشکیک در صحت انتساب خطبه صحیح نمی باشد و اگر چه از منظر رجال منابع خطبه ضعیف است اما به علت کثرت متون نقل کننده ، اعتبار روایت پذیرفته است و بررسی فضای صدور خطبه نشان از آن دارد که امام در شرایطی ناخواسته و ناگزیر قرار داشته و ناگزیر از جملاتی در مورد خلیفه دوم که تا حدی ستایش نیز از آن قابل برداشت بوده است.
سیمای امام علی (ع) در قصیدۀ عینیۀ عبدالباقی العمری
دوره 2، شماره 3، اسفند 1390، صفحه 73-89
آفرین زارع، مرضیه کهندل جهرمی
چکیده امام علی بن ابیطالب (ع) شخصیتی است بینظیر که شاعران بسیاری از مذاهب گوناگون، اعم از شیعه و سنی، زبان به مدح ایشان گشودهاند. اما پس از کاوش در میان مدایح امیرمؤمنان، به قصیدهای از شاعری گمنام برخوردیم که با وجود برخورداری از قریحۀ شگفتانگیز شاعری و توانمندی و تسلط در شعرسرایی، بهویژه مدیحهسرایی، از نظرها دور مانده و تاکنون بررسی نشده است. از آنجا که این شاعر عراقی در عصر عثمانی و دورۀ رکود ادبی زندگی میکرده و دیوان شعر خود را به اظهار ارادتش به اهل بیت پیامبر رحمت، بهخصوص امام علی (ع) اختصاص داده، از انصاف دور است که فقط قصیدۀ بردۀ بوصیری را قصیدة برجستۀ این دوره بدانیم. برای همین، در این مقاله سعی کردهایم تا با معرفی عبدالباقی العمری به اهل علم و ادب، به بررسی درونمایهها و شیوۀ شاعری وی در قصیدۀ عینیهاش و بررسی سیمای امام علی (ع) در آن بپردازیم
نقد انتساب عملکرد ناسازگاربا عصمت به امیر مؤمنان علی (ع)؛ مطالعه موردی اعمالبه ظاهر نامتعادل (خشونت آمیز یا محافظه کارانه)
دوره 9، شماره 18، مهر 1397، صفحه 77-92
کاوس روحی برندق
چکیده عمل غیر معتدل افزون بر اینکه فاقد توجیه اخلاقی است، با عصمت معصومان (ع) سازگاری ندارد، پاره ای از جستارهای نصوص دینی نشانگر آن است که از امیر مؤمنان علی (ع) در برخی موارد اعمال محافظه کارانه و تفریطی و در مواردی عمل خشونت آمیز و افراطی سر زده است. این پژوهش– که در روش گردآوری مطالب، کتابخانه ای است و در نحوه استناد داده ها، از شیوه اسنادی پیروی می کند و در تجزیه و تحلیل مطالب، روش آن تحلیل محتوایی از نوع توصیفی تحلیلی می باشد.–تمامی مواردی را که در زمینه یاد شده امکان ناسازگاری با عصمت امیر مؤمنان علی (ع) می رفت گردآوری و تحلیل نموده و در پاسخ بهشبهه های یاد شدهبه این نتیجه دست یافته است که تمامی این شبهه ها با توجه به حقایق تاریخی که از سوی پشتوانه های عقلی مطابق با مصلحت سنجی معقول، متناسب با زمانه و موقعیت و مطابق و یا مشابه با سیره انبیاء الهی پشتیبانی می شود، قابل پاسخ است.
تفسیر قرآن به سنّت در کلام امیرالمومنین علی(ع)
دوره 1، شماره 1، شهریور 1389، صفحه 79-109
صمد عبداللهی عابد
چکیده تفسیر قرآن به سنّت در مرحلة بعد از تفسیر قرآن به قرآن و در طول آن است و معیّت آن دو با هم، لازم و ملزوم است. یعنی حجّیّت قرآن به جهت اینکه کلام خداست، ذاتی است ولی حجّیّت سنّت را خداوند در قرآن تجویز فرموده است.
بدان جهت که نمیتوان همه آیات قرآن را با خود قرآن تفسیر کرد که لازمهاش کفایت قرآن و عدم نیاز به سنّت و اهل بیت(ع) است، چارهای جز رجوع به سنّت معصومین برای تفسیر قرآن نیست که آن، یکی از بهترین و ضروریترین راههای شناخت قرآن و یکی از منابع تفسیر قرآن است. ولی از آنجا که بحث ما، بررسی روایت تفسیری علی (ع) است، لذا مقصود ما در این مقاله، احادیث تفسیری است که علی(ع) از پیامبر(ص) نقل میکند و آن اقسامی دارد که عبارتند از:
الف ـ تفسیر قرآن با تکیه بر فضیلت آیات.
ب ـ بیان مقصود و معانی کلمات و اصطلاحات.
ج ـ بیان مصداق (مصداق انحصاری، مصداق اکمل، یکی از مصادیق).
د ـ تفصیل مطالب و تبیین داستانهای قرآنی.
هـ ـ بیان تأویل آیه.
و ـ بیان شأن نزول آیه.
تاریخ وصول مقاله: 8/4/1389. تاریخ تأیید نهایی: 6/5/1389.
ز ـ بیان امور تاریخی و پیشگوئی آینده.
ح ـ تطبیق
ط ـ تمثیل و ... .
نقش امیرالمؤمنین(ع) در شکوفایی دانش اخلاق اسلامی از منظر روایات
دوره 4، شماره 7، شهریور 1392، صفحه 79-104
عباسعلی فراهتی، زهرا زمانی قورتانی
چکیده همانگونه که اندیشمندان بزرگ اسلامی، اعم از دانشمندان امامیه و عالمان اهل سنت، بر این حقیقت اذعان کردهاند، امیرمؤمنان(ع) در تمامی علوم اسلامی ازجمله صرف و نحو، بلاغت، فقه، علوم قرآن و حدیث، اخلاق و دانش کلام و حکمت الهی و عرفان اسلامی،... سرآمد همگان درطول تاریخ بوده است. دانش اخلاق را علم و فنی تعریف کردهاند که در آن از شناخت خیر و شر بحث میشود تا انسان به انتخاب خیر ملزم شود. این دانش سرنوشتساز دربین سایر دانشهای دیگر اهمیت والایی دارد و بر این اساس، بررسی آن، حساسیت و اهمیت ویژهای مییابد. در این مقاله کوشش شده است ضمن معرفی این دانش، پارهای از فضایل و رذایل اخلاقی بیان و از دو جنبۀ اخلاق فردی و اجتماعی بررسی شود؛ همچنین، بعضی از زیرشاخههای اخلاق فردی مانند تقوا، صدق و راستی و عُجب و نیز برخی از زیرشاخههای اخلاق اجتماعی مانند ادای امانت، تواضع و عدالت مطرح و دیدگاههای امیرالمؤمنین(ع) و عملکرد آن حضرت(ع) در این زمینه از هر دو بُعد نظری و عملی بیان و وجود ملکات و حالات ارزندۀ نفسانی در وجود حضرت(ع) توصیف و درنهایت به این مطلب دست یافته شود که اندیشههای ناب محمدی(ص) در وجود امیرالمؤمنین(ع) بارور شده و آن حضرت(ع) با عمل به آنچه که به آن علم یافته و اندیشههای نورانی که در وجودش شکوفا شده بود، درپی اثرگذاری آن اندیشه در افکار مردم جامعۀ زمان خود و پس از آن بوده است.
وصایای پیامبر اکرم (ص) دربارۀ جانشین بلافصل خویش و نقد نظریة انکار وصایت
دوره 5، شماره 10، آذر 1393، صفحه 79-97
کامیار صداقت ثمرحسینی
چکیده روایات نبوی و نیز واقعیتهای تاریخی را نقد میکنیم. انکار وصایت، دیدگاه کسانی است که معتقدند پیامبر اکرم، آگاهانه با امتناع از تعیین جانشین خود، آیندۀ امت را به صحابة خویش سپرد. از زاویهای دیگر، بررسی وصایای خلفای اسلامی، نشان میدهد که اساس انتقال قدرت در تمامی خلافتهای اموی و عباسی و عثمانی (جز در موارد استثنایی) بر پایة وصیت حاکم بوده است و بهطور پیشفرض در این نظریه، تنها پیامبر اکرم (ص) است که از حقّ تعیین جانشین محروم شده است.
تحلیل روابط معنایی واژه «تربیت» در سخنان حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
دوره 16، شماره 31، شهریور 1404، صفحه 83-113
https://doi.org/10.30465/alavi.2025.50390.2680
صدیقه کاویانی، رضاعلی نوروزی، محمدرضا شمشیری، زهره سعادتمند
چکیده «تربیت» بهعنوان یکی از نیازهای بنیادین انسان، نقشی راهبردی در شکوفایی ظرفیتها، تعالی اخلاقی و دستیابی به حیات طیبه ایفا میکند. با وجود جایگاه محوری این مفهوم در اندیشه اسلامی، تاکنون پژوهشی مستقل به تحلیل روابط معنایی واژه «تربیت» در سخنان حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نپرداخته است. پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد مضمونکاوی (تحلیل تماتیک)، به بررسی نظاممند واژگان و مفاهیم مرتبط با تربیت در دو منبع اصلی نهجالبلاغه و غررالحکم پرداخته است. تحلیلها در سه سطح کلمات، مضامین و شبکه معنایی صورت گرفته تا ساختار مفهومی دقیقتری از «تربیت» در گفتار آن حضرت ترسیم شود. یافتهها حاکی از آن است که «تربیت» در منظومه فکری حضرت امیر علیهالسلام مفهومی چندساحتی، پویا و درهمتنیده است که تمامی ابعاد وجودی انسان را در برمیگیرد؛ افزون بر واژگان و مضامینی که بهصورت صریح در کلام حضرت به موضوع تربیت اختصاص یافتهاند، مؤلفههایی مانند تزکیه نفس، تعلیم معارف قرآنی، هدایت الهی، عبرتگیری، نظم و انضباط، رشد و الگوپذیری، با نظام معناییِ تربیت در گفتار ایشان پیوند مییابند و در چارچوب مفهومی آن جای میگیرند. بر این اساس، تربیت نهفقط ناظر به پرورش اخلاقی یا رفتاری فرد، بلکه فرآیندی است که همزمان منش، کنش و بینش انسان را هدف قرار میدهد. بازشناسی این روابط معنایی میتواند بستر مناسبی برای اصلاح ساختار «تربیت» و طراحی الگوهای آموزشی مبتنی بر حکمت علوی فراهم آورد.
نقش مبنایی عدل در امامت علوی
دوره 6، شماره 12، آذر 1394، صفحه 89-110
مریم صانع پور
چکیده برخی از شیعهشناسان غربی اصل اعتقادی عدل در شیعه امامیه را برگرفته از کلام معتزلی میدانند درحالیکه این اصل اعتقادی از آموزههای نظری و عملی امام علی علیهالسّلام نشأت گرفته است.عدل از نظر امامیه دارای شأنی وجودشناسانه است که از صفت عدل الهی آغازشده،در کیهانشناسی جریان یافته،و نهایتا از طریق انسان کامل که دارای شأن خلیفه اللهی است در کلیه شئون اجتماع بشری جریان می یابد بنابراین حتی اصل امامت مبتنی بر اصل اعتقادی عدل است. براین اساس اصل معرفت شناسانة معقولیت نیک بودن عدل و قباحت ظلم که امری معرفت شناسانه است در آموزه های علوی ناشی از عدل محوری وجودشناسانه اسلام می باشد.همچنین تأکید شیعه امامیه برغلبۀ تاریخی حق برباطل، معلول عدالت محوری وجود شناسانه و معرفت شناسانه امامان است در این صورت بندی مفهومی، اصل امامت مبتنی بر اصل عدل است به بالعکس. درحالیکه نظریه عدالت در کلام معتزلی فقط دارای شأنی معرفت شناسانه است؛نگارنده در این مقاله با تمرکز برآموزههای پیشوای اوّل شیعیان علی علیهالسّلام به ریشهیابی اصل اعتقادی عدل میپردازد و پایگاه اصل عقل بنیان عدل را در تعالیم علمی و عملی ایشان می یابد و به این ترتیب ادعای خاورشناسانی که متکلمان معتزله را مبنای اصل عدل در اعتقادات امامیه می دانند مردود اعلام می کند.
بررسی و نقد ترجمه لایه بلاغی و ایدئولوژیک نامه 28 نهجالبلاغه از منظر سبکشناسی لایهای (مطالعه موردی: ترجمه سیدجعفر شهیدی)
دوره 10، شماره 19، فروردین 1398، صفحه 100-121
https://doi.org/10.30465/alavi.2019.4945
محمد رحیمی
چکیده بدون شک نقد و بررسی ترجمههای نهج البلاغه، با رویکردها و روشهای نوین علمی، امری ضروری و انکارناپذیر است؛ پژوهش حاضر قصد دارد تا با هدف تبیین انتخابهای ترجمهای و با تکیه بر نظریه سبکشناسی لایهای، دو لایه بلاغی و ایدئولوژیک در ترجمه نامه 28 نهج البلاغه از شهیدی را بررسی کند و نحوه برخورد مترجم با ویژگیهای بلاغی و ایدئولوژیک متن را مشخص گرداند.
آنچه که این پژوهش بدان دست یافته است، نشان میدهد که مترجم، تغییرات متعددی در بلاغت ساختاری، زبانی، موسیقایی و بینافردی، ایجاد کرده است. این تغییرات بیش از هر چیز به خاطر تعمّد مترجم بر تصویرسازی و سجعپردازی است. همچنین، ترجمه شهیدی نسبت به متن مبدأ، دارای موارد بیشتری از موضعگیریهای ایدئولوژیک، به ویژه در تغییر صورتهای مجهول به معلوم فعل است.
کرامت انسان، معیار حقوق انسان در حکومت علوی
دوره 15، شماره 29، بهمن 1403، صفحه 101-135
https://doi.org/10.30465/alavi.2025.50847.2695
قربانعلی قربان زاده سوار، مسعود فصیح رامندی
چکیده چکیده
حکومت امام علی(ع)، نمونه کامل زمامداری مبتنی بر دین است که رهیافت رعایت حقوق انسان را برای کاربست در نظامهای سیاسی امروز به دست میدهد. امام در جایگاه حاکم اسلامی، اصول و مصادیق حقوق انسان را در پرتو کرامت انسان بیان نمود و کارگزاران حکومت را به رعایت حقوق اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی انسان سفارش کرد. پژوهش حاضر با این پرسش که معیار حقوق انسان در حکومت علوی چیست در چارچوب نظری حقوق و کرامت ذاتی انسان با روش کتابخانهای ـ تحلیلی ـ توصیفی ـ تاریخی با هدف تبیین نگرش و منش امام علی(ع) در باب معیار حقوق انسان به این نتیجه رسید که حقوق انسان در حکومت علوی، دائرمدار کرامت او است و سیره امام در تأمین برابر حقوق انسانها با تأکید بر «إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ»، تلاش برای تحقق آیه «لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ» برای همگان است؛ زیرا بدون تأمین کریمانه حقوق جامع انسان، کرامت انسان، جامه عمل نمیپوشد. حقوق برابر انسان با معیار کرامت ذاتی انسان در حکومت علوی عبارت از حق مساوات، امنیت، مصونیت، برابری نسبت به بیتالمال، معیشت، تعلیم و تربیت، عدالت، مالکیت، حریت و تعیین سرنوشت است.
کاربست روش تحلیل مضمون در بررسی جایگاه امامت در آموزههای نهج البلاغه
دوره 16، شماره 32، اسفند 1404
https://doi.org/10.30465/alavi.2026.45866.2732
محمد سبحانی نیا، زهرا زمانی
چکیده مسألة امامت از دیرباز موردنظر متکلّمان و مفسّران نامدار اسلامی بوده است. فرقههای اسلامی در هیچ یک از مسائل دینی به مانند مسألة امامت اختلاف نظر نداشتهاند. اختلاف شیعه و سنی تنها در شخص جانشین پیامبر نیست؛ بلکه در دیدگاه هر یک، «امام» معنا و مفهوم و جایگاه ویژهای دارد که این دو مذهب را از یک دیگر متمایز میسازد.گرچه در این مقوله پژوهشهای زیادی صورت گرفته اما یکی از خلأهای پژوهشی در این حوزه، عدم استفاده صحیح از روشهای نوین پژوهشی است.یکی از روشهای مناسب جهت ترسیم دقیق و نظاممند موضوع امامت در نهج البلاغه، روش تحلیل مضمون است. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر در صدد است با هدف شناخت ابعاد مختلف امامت به این پرسش پاسخ دهد : امام علی(ع) برای امام کدام ویژگی را مهمتر می-داند؟ در این راستا، ابتدا 110گزاره از متن نهج البلاغه گزینش و درجدولی مقابل هر متن، مضامین پایهای حاکی از ابعاد مختلف امامت درج گردید و هر یک ذیل عناوین کلیتر قرار گرفت. درنهایت با استخراج 29مضمون پایه،4 مضمون یکپارچه ساز و 3 مضمون فراگیر، این نتیجه بدست آمد که بیش از 70 درصد مضامین به ویژگیها و صفات امام اختصاص دارد که از این بین پربسامدترین آنها برخورداری امام از علم لدنّی است.
امام علی (ع) و مدیریت عواطف در خطبههای «شقشقیه» و «جهاد»
دوره 6، شماره 11، خرداد 1394، صفحه 61-80
نوذر عباسی عباسی، مرتضی قائمی، مسیّب یارمحمدی واصل
چکیده هوش هیجانی یا «EQ» و به زبان عربی «الذکاء العاطفی» مبحثی روانشناختی است که به شناخت و کنترل عواطف و هیجانهای انسان میپردازد. این اصطلاح برای اولینبار در دهة 1990 از سوی روانشناسی به نام «سالووی» برای بیان کیفیت و درک احساسات افراد، همدردی با احساسات دیگران و توانایی کنترل صحیح خلق و خو به کار رفت. عاطفه، به منزلة پل ارتباطی میان روانشناسی و ادبیات، از مهمترین عناصر چهارگانة ادبی به شمار میرود که در آثار ادبی نقشی حیاتی دارد. نهجالبلاغه نیز یادگار امام علی (ع)، سرچشمه و آبشخور فصاحت و بلاغت است که به عنوان اثر علمی و ادبی بسیار مهم شناخته شده است. بررسی خطبههای نهجالبلاغه نشان میدهد که علی (ع) از هر دو شایستگی فردی و اجتماعی هوش عاطفی برخوردار بوده است؛ زیرا شناخت و کنترل هیجانات و مدیریت آن برای پیشبرد امور در تدابیر، اندرزها و شکوههای ایشان کاملاً مشهود است. بررسی هوش عاطفی و مدیریت هیجانات امام علی (ع) در دو خطبة «شقشقیه» و «جهاد»، به عنوان مشتی نمونه از خروار، نشان میدهد که ایشان تا چه اندازه در مدیریت هیجانات خویش و کنترل صحیح آنها موفق بوده است
مطالعه تطبیقی اصول مدیریت اسلامی و مدیریت با بررسی سیره امام علی(ع)
دوره 7، شماره 14، آبان 1395، صفحه 73-102
سوسن علائی
چکیده هدف این مقاله مطالعه و تطبیق اصول مدیریت نوین و مدیریت اسلامی با محوریت سیرة امام علی(ع) است. بدین منظور پس از توصیف اهمیت مدیریت و جایگاه مدیریت اسلامی، نظر و شیوة عمل رهبران اسلام در زمینۀ مهمترین اصول مدیریت (برنامهریزی، سازماندهی، هماهنگی، هدایت و رهبری و کنترل و ارزیابی) بحث شده است. برای یافتن مصادیق عملی مدیریت اسلامی علاوه بر سیرة نبوی، از سخنان و سیرة حضرت علی (ع) به عنوان حاکم و مدیر اسلامی استفاده شده است. این بررسی علاوه بر روشن نمودن تشابه مدیریت نوین با رهبری و مدیریت در اسلام، نشان دهندة توجه و اشراف رهبران دینی بر اصول مدیریت و کاربرد آنها در چهارده قرن پیش بوده است. بطوریکه نمونههای متعددی از بکارگیری اصول مدیریت علمی ازجمله: هدفگذاری و برنامهریزی سیاسی و اقتصادی برای فرماندهان، سازماندهی منابع مالی و انسانی، تعیین سلسله مراتب اداری،گزینش نیروی انسانی، هماهنگی میان نیروها، هدایت و نظارت و کنترل و غیره در متون و منابع معتبر اسلامی بویژه در کتاب نهج البلاغه یافت میشود. رعایت و التزام عملی به نکات دقیق مدیریتی توسط رهبران الهی که در متون و منابع اسلامی منعکس شده است، بررسی بیشتر آنها را با هدف کشف سایر اصول و رموز پنهان مدیریت اسلامی ضروری مینماید.
جلوههای هنری تصاویر تشبیهی در خطبههای نهجالبلاغه
دوره 1، شماره 2، اسفند 1389، صفحه 75-96
مرتضی قائمی، زهرا طهماسبی
چکیده تابلوهای زیبای تشبیهی نهجالبلاغه، از طرحهای ابتکاری، رنگآمیزی متنوع، وسعت و عمق بینش، مناظر پویا و پرتحرک، دقت و ظرافت، هماهنگی و تناسب شگفتآور، موسیقی سحرانگیز، وحدت و انسجام فوقالعادهای تشکیل شده که از خیالی قوی و عمیق و عاطفهای جوشان و صادق و اندیشهای غنی و خلاق سرچشمه گرفته است. از مهمترین زوایای هنر امام(ع) در استفاده از تشبیه این است که ایشان مفاهیم مهم و اندرزهای انسانی را با استفاده از تشبیه در اختیار درک و فهم مخاطب قرار می دهد. قرآن کریم، اهل بیت، اسلام، دنیا و متعلقاتش، تقوا و طاعت الهی، موضوعاتی هستند که بیشترین تشبیهات را به خود اختصاص دادهاند. هنر و ادبیات امام(ع) و ازجمله تصاویر ادبی وی برای خود هنر و ادبیات نیست و همة وجود ایشان درخدمت انسانسازی، هدایتگری و ارشاد و نجات مردم است.
روششناسی علامه جعفری در شرح نهجالبلاغه (با تأکید بر منابع و استنادهای تفسیری)
دوره 4، شماره 8، اسفند 1392، صفحه 80-100
فتحیه فتاحیزاده، لعیا مرادی
چکیده علامه محمدتقی جعفری از عالمان برجستۀ عصر حاضر است که تألیفات متعددی، ازجمله شرح و تفسیر نهجالبلاغه، دارد. مطالعۀ روششناسانه این اثر، عظمت کلام علی (ع) و نیز ذوفنونبودن مفسر را آشکار میسازد. تحقیق روششناختی نوشتار حاضر مبتنی بر منابع و استنادهای تفسیری است.
آیات قرآن کریم، روایات معصومان (ع) و آرای شارحان نهجالبلاغه از مهمترین ابزار و گزارههایی است که مفسر درجهت فهم کلام علی (ع) بهکار بسته است.
از قرآن بهعنوان مهمترین منبع فهم روایات، و پس از آن از روایات سایر معصومان (ع) و نیز از کلام حضرت علی (ع) بهعنوان قرائن کلامی بهرهبرداری شده است.
تنوع بهرهگیری از منابع مورد استناد همانند توجه به رویکرد تطبیقی و یا تأییدی آنها و نیز نگرش جامع به آیات و روایات در تبیین چگونگی استناد، مؤثر و کارآمد است.
روش واژهشناسی قطبالدین راوندی در شرح نهجالبلاغه
دوره 9، شماره 17، فروردین 1397، صفحه 81-98
سید حمید موسوی، مهدی مردانی
چکیده قطبالدین راوندی از شارحانمتقدّم نهجالبلاغه است که در تبیین کلمات امیرالمومنین(ع) توجه ویژهای به واژگان غریب نهجالبلاغه داشتهو شرح خود را با رویکردی ادبی تالیف کرده است.مقاله حاضر کوشیده است تا به روش توصیفی- تحلیلی، روش لغوی قطبالدین راوندی در کتاب منهاجالبراعه فی شرح نهجالبلاغه را بررسی و نقش واژگان در فهم حدیث را تبیین نماید و چگونگی بهرهگیری وی از ویژگیهای ایندست از متون نهجالبلاغه را نشان دهد. قطبالدین راوندی در بیان معانی مفردات گاه بااستناد به کتب لغت و گاه بدون استناد به دیدگاه لغویون و عمدتاً به صورت تقلیدی اقدام کرده و به مؤلفههایی چون: گوهر معنایی، فروق اللغه، ترادف معنایی، معانی و واژگان اضداد، مشترک لفظی، ابدال در کلمات، ادغام و اعلال واژگان، توجه نشان داده و به تبیین معنای واژگان نهجالبلاغه پرداخته است.
مصحف حضرت علی(ع)در منابع علم ائمه
دوره 7، شماره 13، خرداد 1395، صفحه 85-110
الهام محمدزاده، سید محمد مرتضوی، سید مرتضی حسینی شاهرودی
چکیده مصحف امام علی(ع) که نسخه دستنوشته آن حضرت از قرآن کریم به املاء پیامبر اکرم(ص) میباشد جزء میراث و منابع گرانبهای علوم امامان شیعه است. وجود این مصحف بر طبق روایات هر دو مذهب شیعه و اهلسنت مورد تأیید قرار گرفته و غیرقابل انکار میباشد. دیدگاه مشهور عالمان شیعه این است که محتوای مصحف علی(ع) در ترتیب سورهها و احتمالاً در تعداد اندکی از آیات و وجود تفسیر و تأویل آنها با مصحف موجود تفاوت دارد. اما برخی از معاصران معتقدند که میان این مصحف با قرآن موجود در چینش آیات و سُوَر تفاوتی نیست بلکه صرفاً در مصحف علی(ع) تفسیر، تأویل و شأن نزول آیات ذکر شده است. در این نوشتار ضمن معرفی محتوای این مصحف، دیدگاههای مختلف شیعه و سنی مورد بررسی قرار گرفته و شبهات وهابیت در رد وجود مصحف پاسخ داده شده است. نیز به نقد و بررسی دیدگاههای متفاوت دانشمندان شیعه در نحوه چینش آیات و سُوَر مصحف امام(ع) پرداخته و ضمن نقد برخی از نظریات که تفاوت دو مصحف را فقط به چینش سورهها فروکاهیدهاند، دیدگاه معاصران مقبولتر ارزیابی گردیده است.
پژوهشی در شأن، ترتیب و زمان نزول آیات غدیر
دوره 5، شماره 9، خرداد 1393، صفحه 87-105
عزتالله مولایینیا، محمود رضا توکلی محمدی
چکیده چکیده
واقعۀ غدیر در جریان تاریخ اسلام، از سال دهم هجرى تا به امروز، چالشبرانگیزترین مسئله میان مدرسۀ اهلبیت (علیهمالسّلام) و مدرسۀ عامه بوده است. آیات غدیر از حیث شأن نزول، پژوهشهای بسیارى از فریقین را به خود جذب کرده است. در مقالۀ حاضر برآنیم تا با برشمردن ویژگیهاى انبیا (ع) و ارزیابى امامت بهعنوان پشتوانه و قرین رسالت در قرآن، و نیز با توجه به نقش اساسى اسبابالنزول در تفسیر آیات و بیان بروز اختلاف دربارۀ نزول آخرین سوره و آخرین آیۀ قرآن، شأن نزول آیات غدیر را در حوزۀ تفسیر و تاریخ و حدیث فریقین نقد و بررسى علمى کنیم و فضاى مناسبى را فراروى تفسیر این آیات فراهم سازیم.
جایگاه اهلالبیت (ع) در میان امت اسلامی از دیدگاه امام علی (ع)
دوره 2، شماره 3، اسفند 1390، صفحه 91-108
سید علاء الدین شاهرخی
چکیده در قرآن و سنت جایگاه ویژه و منحصربهفردی به اهلبیت (ع) داده شده است. توجه به این جایگاه اقتضا میکرد که این خاندان پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) سکاندار دستگاه حکومتی مسلمانان شوند و در عرصههای گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی جامعة اسلامی رهبری بلامنازع را برعهده گیرند. پس از گذشت نیم قرن از واقعة سقیفة بنیساعده، ماجرای خونین کربلا به وقوع پیوست و بر عترت پیامبر آن رفت که رفت و حتی طرح فضائل آنان ممنوع و خطرآفرین شد.
امیرالمؤمنین علی (ع) با شناخت عمیق از مقولة چگونگی گفتمان با اهلبیت (ع) در عصر خود و آینده به طرح مبانی نظری مربوط به عترت پیامبر (ص) و آثار گستردة آنان در حیات بشری و بهخصوص جامعة اسلامی پرداخت. در این مقاله با رویکردی تاریخی ـ تحلیلی شیوة پرداختن امام به این مسئله مورد بررسی قرار میگیرد و تلاش آن حضرت برای بیدارکردن وجدانهای خفته در قبال وظیفهای که در برابر این هدایتگران الهی داشت، بررسی میشود و سرانجام، اثرگذاری ارشادات امام در بخشی از جامعه با وجود موانع بسیار، و صفات محبان اهلبیت (ع) در کنار صفات مخالفان آنان طرح میگردد.
تقابل عقل و هوا در کلام امام علی (ع)
دوره 2، شماره 4، اسفند 1390، صفحه 91-104
عبدالهادی فقهیزاده، طاهره چینی فروشان
چکیده بزرگترین دشمن سعادت و رستگاری آدمی نفس خودبین و هوسمدار اوست. این مرتبه از نفس زمینه را برای راهیابی اخلاق ناپسند به عرصة وجود انسان فراهم میکند؛ اگر آدمی با این مرتبه از نفس مبارزه کند، میتواند خویشتن اصلی خود را پیدا کند و به مرتبة بالاتری نائل آید. ازاینرو، مجاهده با نفس و کنارزدن هواهای نفسانی موجب بهبارنشستن اخلاق و شکوفاشدن آن در وجود آدمی میشود. درعینحال، تنوع و کثرت جلوههای هوا و هوس در انسان مبارزه با آن را دشوار میکند؛ بهویژه به این سبب که هوا دربرابر عقل است، اما از جنس عقل عملی، نه عقل نظری، و هوای نفس مانع پدیدآمدن انگیزههایی است که برای تحریک عقل عملی لازماند. هوای نفس حتی در عقل نظری هم اختلال ایجاد میکند؛ بهطوریکه گاه انسان باطل را حق میانگارد یا عملاً به شرک روی میآورد. ازآنجاکه در منطق قرآن منشأ همة گناهان به هواپرستی منتهی میشود و مرجع همة اوصاف رذیله شرک است، هواپرستی درحقیقت شرک ربوبی است. ازاینرو، علمای اخلاق «تخلیه»، خالیکردن نفس از رذایل، را بر «تحلیه»، آراستن نفس به زیورهای اخلاقی، مقدم میدانند و آن را عامل شکوفایی فضایل اخلاقی برمیشمارند.
تبیین مؤلفههای سیاست اخلاقی امام علی (ع) پس از رسیدن به امامت و حکومت
دوره 3، شماره 5، شهریور 1391، صفحه 91-116
حسین سلطان محمدی، فاطمه سلطان محمدی
چکیده واژة سیاست به معنای اقدام به کاری طبق مصلحت آن است. بر اساس مبانی اسلام میتوان گفت سیاست، در معنای عام، تجلی ولایت و رهبری خلق برای حرکت به سوی خالق و زمینهسازی تحقق هدف خلقت انسان است. تعریف سیاست در معنای خاص آن نیز چنین است؛ تدبیر و ادارة امور جامعه در مسیر تحقق ولایت الهی. نگاه علی (ع) به سیاست نگاهی توحیدی و الهی است. سیاست به دلیل نقش اساسیاش در شکلگرفتن رفتار و اخلاق جامعه و تأثیر ساختار و رفتار حکومت در سرشت و سرنوشت معنوی مردم جایگاه برجستهای دارد. رویکرد بنیادین در حکمت سیاسی علی (ع) عبارت است از سیاست آنگونه که باید باشد. تلاش سیاسی در نگاه امام فقط به قصد احراز قدرت نیست. در فلسفة سیاسی علی (ع) توجه به آخرت و اصالت آن، اخلاص، پرهیز از دنیاگرایی، و رعایت اصول اخلاقی و سیاسی مطلوب شمرده میشود. از دیدگاه آن حضرت حکومت پیمانی است سهجانبه میان خدا و مردم و حاکم.
در حکومت علوی عملکردن به دین خدا و رعایت حقوق خلق در هم میآمیزد و قدرت فقط از راههای مشروع و ارزشمند استقرار مییابد. استبداد در بینش علوی جایی ندارد. وظیفة امام نیز فرمانبردن از خدا و رعایت حدود الهی است. از دیدگاه آن حضرت مهمترین مؤلفههای سیاست اخلاقی عبارت است از: حقطلبی، عدالتمحوری، ابزارانگاری قدرت، تقوای سیاسی، کرامت انسانی، مردمگرایی، صلحمداری، عهدمندی، و مصلحتسنجی.
در کارنامة سیاسی امام علی (ع) هیچگونه گسستی میان گفتار و کردار نیست و هریک ترجمان دیگری است. آن حضرت اخلاق و سیاست را به هم آمیخت و زمانی که قدرت را به دست گرفت، ذرهای از اصول اخلاقی را فرو نگداشت. در حوزة سیاست از عرصة دیانت رخ برنتافت و نه به بهانة حفظ دین از سیاست روی برگرداند و نه به بهانة حفظ قدرت از دین مایه گذاشت. اخلاق قشر نازکی بر سیاست آن حضرت نبود، بلکه درونمایة آن بود و در کانون توجه آن حضرت قرار داشت.
دلالت واژه «علیّاً» در آیه ۵۰ سوره مریم بر نام امیرمؤمنان علیهالسلام
دوره 9، شماره 18، مهر 1397، صفحه 93-117
محمدهادی قهاری کرمانی
چکیده یکی از سؤالات مهمی که دغدغه فکری بسیاری از مسلمانان میباشد این است که چرا نام امیرمؤمنان امامعلی(ع) در قرآن نیامده است؟ بسیاری از علمای شیعه نیز پاسخهای متعددی به این سؤال دادهاند و گویا پذیرفتهاند که در قرآن نام آن حضرت بیان نشده است. همچنین در بین اکثر مفسران شیعه و اهلسنت، مقبول و مشهور است که نام امام علی(ع) آشکارا در قرآن ذکر نشده است. در این مقاله برآنیم تا نشان دهیم دلالت واژه «علیّاً» در آیه ۵۰ سوره مریم بر اسم خاص امیرمؤمنان(ع) قویتر از دلالت آن بر معنای لغوی «علیّاً» است؛ زیرا روایات متعدد در منابع روایی فریقین، شواهدقرآنی و قواعدنحوی، دلالتکلمه «علیّاً» درآیه مذکوربر نام امامعلی(ع) را تأیید میکند. البته این سخن بدین معنا نیست که معنای لغوی «علیّاً» در آیه یادشده، لزوماً نادرست است؛ بلکه بنا بر احتمال ضعیفتر میتواند صحیح باشد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است
واکنش امام علی به منطق قبیله ای سقیفه
دوره 8، شماره 15، خرداد 1396، صفحه 97-112
علی ناظمیان فرد
چکیده ابوبکر بن ابی قحافه به محض دریافت خبر گردهمایی انصار خزرجی درسقیفه بنی ساعده،بدون فوت وقت،به همراه عمربن خطاب و ابوعبیده جراح به این محل شتافت و در غیاب رقیبان هاشمی خود - علی و عباس-توانست با تاکید برخویشاوندی با رسول خدا(ص) و برتری قریش بر سایر قبایل عرب، بارزترین منطق قبیله ای را درتهییج و تحریک حاضران به بیعت با خویش به کار گیرد و ردای جانشینی پیامبر را بر تن بپوشاند. پرسشی که درکانون توجه این مقاله قرار دارد، این است که انتخاب ابوبکر در سقیفه بنی ساعده، چه واکنشی را از جانب امام علی(ع) برانگیخت؟
یافته های این پژوهش که مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی و مستند به خطبه های نهج البلاغه و داده های تاریخی است،نشان می دهد که آن حضرت، قاطعانه به نفی منطق قبیله ای سقیفه پرداخت اما درهمان حال، با هوشمندی و درایت، به اتخاذ «راهبرد صبوری» و اجتناب از وحدت شکنی روی آورد تا کیان اسلام از هر گونه خطر احتمالی در امان بماند.
